تبلیغات
بسوی فردا - نهایت دوست داشتن و عشق

بسوی فردا

نهایت دوست داشتن و عشق

 

 

 


نیازی نیست فریاد بزنی  

 


فقط کافی است طوری رفتار کنی که انگار برایت اهمیتی ندارم و احساسم را نبینی.  


فقط میخواهد واژههایت را طوری ادا کنی که دلم را خط خطی کنی آن هم شکسته.  


آن وقت دیگر حتی خندههایت هم برایم زهر میشود. 



دارم یاد میگیرم دیگر توقعی نداشته باشم حتی از تو!  


تنهایی را بیشتر دوست بدارم تا همراهی یک رفیق نیمه راه را…  


یاد گرفتهام برای بلند شدن تنها باید با امید و تلاش دستم را بر روی زانوانم گذاشته،   


بگویم یا علی و بلند شوم. بی هیچ چشمداشت کمکی از دیگری! 



اما یک چیز را مطمئن هستم، نمیتوانم کینهای داشته باشم. چون میدانم آدمیست و روزگارش.  


آدمی است که تغییر میکند. میتواند بدیها را به خوبی مبدل کند و یا برعکس 

 


دوست دارم مثبت فکر کنم، حتی اگر دیگر خاطره حضور کسی نباشد،   

 

بهتر از این است تا در دل کینهای باقی بماند.   


که هنوز به حرمت محبت ایمان دارم.   


هر چند هنوز عشق را تجربه نکرده باشم!  

 

عشقی که آدمیان آن را در مالکیت میبینند…  


اما من جور دیگری عاشق شدهام… 


مدتیاست احساسی کم رنگ شده و دلی شکسته… 

 

 اما این دل همچنان میتپد. 


چه خوب است زیباگونه زیست، 

 

 مثل دلی که در عین شکستی، همچنان زندگی میبخشد! 



این هم یک حرف قشنگ که امروز یاد گرفتم:  


“بگذارمحبتت نسبت به دیگران، مثل عقربه قطبنما عمل کند،   

 

مهم نیست که چند بارمنحرف شود زیرا نهایتآ مسیر درست را نشان خواهد داد.  

 

 کاری را که احساس میکنی درست است انجام بده، کاری که سودش به دیگران برسد.”  


نهایت آرزویم این است که عقربه دلم روی مسیر درست ثابت بماند،   

 

هر چند انحراف را تجربه کرده باشد.   


مسیری که مرا از این دنیا به خدا میرساند.  

 

 

به نهایت دوست داشتن و عشق!

 
حماقت انسان سروش را آورد و سروش حماقت انسان را جاودانه کرد.




بیژن نجاتی ریحانی


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :