بسوی فردا tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com 2020-03-26T11:48:11+01:00 mihanblog.com 37-آلیا صبور 2013-11-14T14:56:23+01:00 2013-11-14T14:56:23+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/192 بیژن نجاتی ریحانی آلیا صبور شهروند امریکایی ایرانی الاصل است که تمام وقت در دانشگاه نیویورک تدریس می کند و به عنوان یک نابغه نام خود را به عنوان جوان ترین استاد دانشگاه جهان در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده است.   به گزارش بانکی دات آی آر، این دختر نابغه زادهٔ ۲۲ فوریه ۱۹۸۹ برابر با سوم اسفند ۱۳۶۷ خورشیدی در نیویورک است. آلیا در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد و از کلاس چهارم ابتدایی به کالج رفت تا در سطح کارشناسی، ریاضیات کاربردی بخواند.     وی در سن ۱۰ سالگی در دانشگاه استونی بروک ثبت نام آلیا صبور شهروند امریکایی ایرانی الاصل است که تمام وقت در دانشگاه نیویورک تدریس می کند و به عنوان یک نابغه نام خود را به عنوان جوان ترین استاد دانشگاه جهان در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده است.

 

به گزارش بانکی دات آی آر، این دختر نابغه زادهٔ ۲۲ فوریه ۱۹۸۹ برابر با سوم اسفند ۱۳۶۷ خورشیدی در نیویورک است.

آلیا در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد و از کلاس چهارم ابتدایی به کالج رفت تا در سطح کارشناسی، ریاضیات کاربردی بخواند.

 

 

وی در سن ۱۰ سالگی در دانشگاه استونی بروک ثبت نام کرد و توانست در سن ۱۴ سالگی با بالاترین نمره سوما کوم لائوده در رشته ریاضیات کاربردی فارغ التحصیل شده و وارد دانشگاه درکسل بشود.

آلیا مدرک فوق لیسانس خود را از دانشگاه درکسل در رشته متالوژی گرفت و جایگاهی موقت در دانشگاه کونکاک کره جنوبی بدست آورد، اما پس از یکسال آن را رها کرد.

 

وی دلیل رها کردن جایگاه خود در دانشگاه کره ای را مشکل صحبت کردن به زبان کره ای اعلام کرده است.

او در ۱۸ سالگی مدرک دکترای خود را از دپارتمان تکنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه کانکوک سئول دریافت کرد و جوان ترین فردی بود که وارد دوره فلوشیپ پس از دکتری شد.

او نشانگرهای سلولی خاصی را بر اساس تکنولوژی نانولوله ها ابداع کرد که در تحقیقات پزشکی کاربرد زیادی دارد.

 

 

آلیا همچنین دستی در موسیقی هم دارد. او 11 سال بیشتر نداشت که به عنوان عضو ارکستر سمفونی راک لند به اجرای قره نی پرداخت.

آلیا در حال حاضر ریاضی و فیزیک در دانشگاه جنوبی ایالت نیواورلند تدریس می کند.

 

 

صبور، اولین شهروند امریكایی است كه رتبه اولین و جوان ترین پرفسور زن را در تاریخ امریكا دارا است. ركوردار قبلی جوان ترین پرفسور دانشگاه متعلق به فیزیكدان اسكاتلندی كولین مك لورین است كه در سال 1717 در سن 19 سال و 7 ماهگی این رتبه علمی را کسب کرده بود.

کولین مک لورین اسکاتلندی شاگرد اسحاق نیوتون بود و آلیا با شکست رکورد این دانشمند اسکاتلندی، به سلطه 291 ساله این اسکاتلندی پایان داد.

]]>
خاطره 2013-09-21T20:29:06+01:00 2013-09-21T20:29:06+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/191 بیژن نجاتی ریحانی یكی از اساتید دانشگاه شهید بهشتی خاطره جالبی را كه مربوط به سالها پیش بود نقل میكرد: ‌ “چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود كه یك كار گروهی برای دانشجویان تعیین شد كه در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد. دقیقا یادمه از دختر آمریكایی كه درست توی نیمكت بغلیم مینشست و اسمش كاترینا بود پرسیدم كه برای این كار گروهی تصمیمش چیه؟ گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنام

یكی از اساتید دانشگاه شهید بهشتی خاطره جالبی را كه مربوط به سالها پیش بود نقل میكرد:

“چندین سال قبل برای تحصیل در دانشگاه سانتا کلارا کالیفرنیا، وارد ایالات متحده شده بودم،
سه چهار ماه از شروع سال تحصیلی گذشته بود كه یك كار گروهی برای دانشجویان تعیین شد كه در گروه های پنج شش نفری با برنامه زمانی مشخصی باید انجام میشد.
دقیقا یادمه از دختر آمریكایی كه درست توی نیمكت بغلیم مینشست و اسمش كاترینا بود پرسیدم كه برای این كار گروهی تصمیمش چیه؟
گفت اول باید برنامه زمانی رو ببینه، ظاهرا برنامه دست یكی از دانشجوها به اسم فیلیپ بود.


پرسیدم فیلیپ رو میشناسی؟
كاترینا گفت آره، همون پسری كه موهای بلوند قشنگی داره و ردیف جلو میشینه!
گفتم نمیدونم كیو میگی!
گفت همون پسر خوش تیپ كه معمولا پیراهن و شلوار روشن شیكی تنش میكنه!
گفتم نمیدونم منظورت كیه؟
گفت همون پسری كه كیف وكفشش همیشه ست هست باهم!
بازم نفهمیدم منظورش كی بود!
اونجا بود كه كاترینا تون صداشو یكم پایین آورد و گفت فیلیپ دیگه، همون پسر مهربونی كه روی ویلچیر میشینه…
این بار دقیقا فهمیدم كیو میگه ولی به طرز غیر قابل باوری رفتم تو فكر،
آدم چقدر باید نگاهش به اطراف مثبت باشه كه بتونه از ویژگی های منفی و نقص ها چشم پوشی كنه…
چقدر خوبه مثبت دیدن…


یك لحظه خودمو جای كاترینا گذاشتم ، اگر از من در مورد فیلیپ میپرسیدن و فیلیپو میشناختم، چی میگفتم؟
حتما سریع میگفتم همون معلوله دیگه!!

وقتی نگاه كاترینا رو با دید خودم مقایسه كردم خیلی خجالت كشیدم…

شما چی فكر میكنید؟
چقد عالی میشه اگه ویژگی های مثبت افراد رو بیشتر ببینیم و بتونیم از نقص هاشون چشم پوشی كنیم”

]]>
قهوه 2013-09-21T20:23:13+01:00 2013-09-21T20:23:13+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/190 بیژن نجاتی ریحانی داستان کوتاه قهوه حکایت زندگی ما در دنیای مدرن امروزی است. گاهی باعث میشود طاقت مان طاق شود. اما باید قهوه بود! ‌ زن جوانی پیش مادر خود می‌رود و از مشکلات زندگی خود برای او می‌گوید و اینکه او از تلاش و جنگ مداوم برای حل مشکلاتش خسته شده است. ‌ مادرش او را به آشپزخانه برد و بدون آنکه چیزی بگوید سه تا کتری را آب کرد و گذاشت که بجوشد. سپس توی اولی هویج ریخت در دومی تخم مرغ و در سومی دانه های قهوه. بعد از بیست دقیقه که آب کاملاً جوشیده بود گازها را خاموش کرد و اول هویج را در ظرفی گذاشت http://www.mihancamp.com/wp-content/uploads/2013/07/hasda104.jpg

داستان کوتاه قهوه حکایت زندگی ما در دنیای مدرن امروزی است. گاهی باعث میشود طاقت مان طاق شود. اما باید قهوه بود!

زن جوانی پیش مادر خود می‌رود و از مشکلات زندگی خود برای او می‌گوید و اینکه او از تلاش و جنگ مداوم برای حل مشکلاتش خسته شده است.

مادرش او را به آشپزخانه برد و بدون آنکه چیزی بگوید سه تا کتری را آب کرد و گذاشت که بجوشد. سپس توی اولی هویج ریخت در دومی تخم مرغ و در سومی دانه های قهوه. بعد از بیست دقیقه که آب کاملاً جوشیده بود گازها را خاموش کرد و اول هویج را در ظرفی گذاشت، سپس تخم مرغ‌ها را هم در ظرفی گذاشت و قهوه را هم در ظرفی ریخت و جلوی دخترش گذاشت. سپس از دخترش پرسید که چه می‌بینی؟

او پاسخ داد : هویج، تخم مرغ، قهوه. مادر از او خواست که هویج‌ها را لمس کند و بگوید که چگونه‌اند؟ او این کار را کرد و گفت نرمند. بعد از او خواست تخم مرغ‌ها را بشکند، بعد از این که پوسته آن را جدا کرد، تخم مرغ سفت شده را دید و در آخر از او خواست که قهوه را بچشد.

دختر از مادرش پرسید مفهوم این‌ها چیست؟

مادر به او پاسخ داد: هر سه این مواد در شرایط سخت و یکسان بوده‌اند، آب جوشان، اما هرکدام عکس‌العمل متفاوتی نشان داده‌اند. هویج در ابتدا بسیار سخت و محکم به نظر می‌آمد اما وقتی در آب جوشان قرار گرفت به راحتی نرم و ضعیف شد. تخم مرغ که در ابتدا شکننده بود و پوسته بیرونی آن از مایع درونی آن محافظت می‌کرد، وقتی در آب جوش قرار گرفت مایه درونی آن سفت و محکم شد. دانه های قهوه که یکتا بودند، بعد از قرار گرفتن در آب جوشان، آب را تغییر دادند.

مادر از دخترش پرسید: تو کدامیک از این مواد هستی؟ وقتی شرایط بد و سختی پیش می‌آید تو چگونه عمل می‌کنی؟ تو هویج، تخم مرغ یا دانه های قهوه هستی؟

به این فکر کن که من چه هستم؟ آیا من هویج هستم که به نظر محکم می‌آیم، اما در سختی‌ها خم می‌شوم و مقاومت خود را از دست می‌دهم؟ آیا من تخم مرغ هستم که با یک قلب نرم شروع می‌کند اما با حرارت محکم می‌شود؟

یا من دانه قهوه هستم که آب داغ را تغییر داد؟ وقتی آب داغ شد آن دانه بوی خوش و طعم دل پذیری را آزاد کرد. اگر تو مانند دانه های قهوه باشی هر چه شرایط بدتر می‌شود تو بهتر می‌شوی و شرایط را به نفع خودت تغییر می‌دهی.

آنچه مرا نکشد، مرا قوی تر خواهد ساخت و من شرایط سخت را به نفع خود تغییر می دهم.

]]>
2- محک 2013-09-21T17:24:51+01:00 2013-09-21T17:24:51+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/189 بیژن نجاتی ریحانی موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان با نام اختصاری محک در سال 1370 با شماره 6567 به ثبت رسید. ایده اولیه تاسیس محک توسط  سعیده  قدس(بنیانگذارمحک) با آگاهی از مشکلات کودکان مبتلا به سرطان به واسطه بیماری فرزندش صورت گرفت. از همان ابتدا با گردهم آمدن گروهی از خیران داوطلب فعالیت محک در بیمارستان های دولتی دانشگاهی انجام می گرفت. همزمان با فعالیت های مددکاری در بیمارستان های دولتی و دانشگاهی مقدمات ثبت محک از سال 68 آغاز شد.بنیانگذاران اولیه براین باور بودند که یک موسسه محک، موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان


موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان با نام اختصاری محک در سال 1370 با شماره 6567 به ثبت رسید.

ایده اولیه تاسیس محک توسط  سعیده  قدس(بنیانگذارمحک) با آگاهی از مشکلات کودکان مبتلا به سرطان به واسطه بیماری فرزندش صورت گرفت. از همان ابتدا با گردهم آمدن گروهی از خیران داوطلب فعالیت محک در بیمارستان های دولتی دانشگاهی انجام می گرفت. همزمان با فعالیت های مددکاری در بیمارستان های دولتی و دانشگاهی مقدمات ثبت محک از سال 68 آغاز شد.بنیانگذاران اولیه براین باور بودند که یک موسسه نمی تواند تنها با اتکا به شخص ویا گروه محدودی از یاواران  این راه را طی کند بنابراین در سال 1370 محک به ثبت رسید تا از امکانات خیرخواهانه گروه وسیع تری برای حمایت همه جانبه از کودکان مبتلا به سرطان بهره گیرد و دامنه حمایت های خود را در سطح ایران گسترش دهد.

نام اختصاری محک برگرفته از نوع فعالیت این موسسه می باشد (موسسه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان) و لوگوی محک طرح برگ است که نماد حیات و زندگی است و برروی آن  کودک و خانواده اش امیدوارانه  ایستاده اند.

محک از همان ابتدا با جلب کمک های مردمی و نیت خیرخواهانه مردم و فعالیت های داوطلبانه اداره می گردید .برگزاری بازارها، توزیع قلک و عضویت درجمع یاوران  محک از روش های جلب کمک های مردمی  در محک بوده است. موسسه "محک" توانست ظرف کمتر از یک دهه با بهره گیری از اعتماد و حمایت های آحاد مردم و سخت کوشی اعضاء داوطلب و اعمال روشهای علمی و تخصصی در مراقبت های ویژه از بیماران و خانواده های آنان در کنار پیشرفتهای علم پزشکی آمار بهبود را تحت تاثیر قرار دهد.

محک همواره با هدف حفظ منزلت انسانی کودکان مبتلا به سرطان و خانواده ها در تلاش است که آنان شادمانه و امیدوارانه مراحل درمان را طی کنند و خانواده تنها به سلامت کودک خود بیاندیشد. 
محک:
فعالیت  محک، انجام امور خیریه در زمینه های پزشکی، پژوهشی، پیشگیری، درمانی، خدماتی، بهداشتی، بیمارستانی، رفاهی و صرفا در جهت حمایت از کودکان مبتلا به سرطان می باشد. محک تبلوری از ایفای نقش مشارکت مردمی در جامعه است که در بخش اول اساسی ترین شعار محک یعنی ” ما را یاری دهید و از ما یاری بخواهید ” بر آن تصریح شده است.

می توان این فعالیت های را به سه بخش خیریه – درمان- تحقیقات تقسیم کرد

محک  در بخش خیریه با کمک های مردمی توانسته 18000 کودک مبتلا به سرطان و خانواده هایشان را تحت حمایت همه جانبه قرار دهد. در بخش درمان  با بهره گیری از پزشکان برجسته و متبحر  در بیمارستان فوق تخصصی محک پروتکل های درمانی را برای کودکان تعیین می نماید وهمچنین مشاوره های درمانی نیز ارائه می دهند. در بخش تحقیقات نیز با  موسسات مشابه تحقیقاتی داخلی و خارجی (انستیو گوستاوروسی فرانسه - موسسه تحقیقاتی رویان - موسسه تحقیقاتی ابن سینا - انستیتو کانسر تهران) فعالیت می کند.

]]>
1- بنیاد فرهنگی مصلی نژاد 2013-09-17T16:25:24+01:00 2013-09-17T16:25:24+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/188 بیژن نجاتی ریحانی درابتدا عشق به حق و بعد عشق به آدم ها، عشق به داشتن ها، عشق به گفتن ها، عشق به خوبی ها، عشق به سعادت، عشق به معرفت و در انتها عشق به موفقیت مجموعه انگیزه های من برای بودن و ادامه زندگی است. من : عباس مصلی نژاد هستم، در شهر زیبا و پر طراوت " آبادان " دیده به جهان گشودم. تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان مهرگان این شهر به پایان رسانیدم و دوره دبیرستان را در دبیرستان البرز تهران به پایان بردم که برای من بس خاطرات نیکو از این دوران به یادگار مانده است.دارای لیسانس اقتصا



درابتدا عشق به حق و بعد عشق به آدم ها، عشق به داشتن ها، عشق به گفتن ها، عشق به خوبی ها، عشق به سعادت، عشق به معرفت و در انتها عشق به موفقیت مجموعه انگیزه های من برای بودن و ادامه زندگی است.

من : عباس مصلی نژاد هستم، در شهر زیبا و پر طراوت " آبادان " دیده به جهان گشودم. تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان مهرگان این شهر به پایان رسانیدم و دوره دبیرستان را در دبیرستان البرز تهران به پایان بردم که برای من بس خاطرات نیکو از این دوران به یادگار مانده است.دارای لیسانس اقتصاد، فوق لیسانس مهندسی راه و ساختمان، فوق لیسانس علوم سیاسی و دکتری علوم سیاسی هستم. پیرامون اقتصاد سیاسی بخصوص در کشورهای جهان سوم سالها کار کردم و صاحب تجربیاتی ارزشمند در این زمینه می باشم.
در شامگاه پنجمین روز از اولین ماه پاییز سال ١٣٥٨ ازدواج نمودم که حاصل این زندگی مشترک آرمیتا، آرمینه و آریومی باشند.
 
سابقه کارهای اجرایی
در اوائل سال ١٣٥٦ از آمریکا به ایران بازگشتم و در اولین ماه از فصل تابستان همین سال به خدمت مقدس نظام وظیفه اعزام گردیدم دوره آموزشی را در پادگان فرح آباد تهران بودم و سپس با درجه ستوان دومی به عنوان افسر روابط عمومی بقیه دوران خدمت را سپری ساختم .در خرداد ماه ١٣٥٨ به جرگه سهامداران شرکت دوبرال پیوستم.
شرکت دوبرال یک شرکت ساختمانی است که کار این شرکت احداث راه، ساختمان های بلند، باند فرودگاه و زیرسازی ریل راه آهنمی باشد.
در سال ١٣٦٠ از طرف اعضاء هیأت مدیره به عنوان مدیر عامل این شرکت انتخاب گردیدم و تا سال 1387 در این سمت انجام وظیفه نمودم. کارهای انجام شده درون مرزی شرکت دوبرال عبارت است از:
- احداث راه اصلی نیشابور- مشهد ( قطعات ٦١ و ٦٢(
 
- احداث محور ترانزیت قوچان - باجگیران
- احداث راه اصلی سبزوار- اسفراین
- احداث راه کنار گذر اسفراین - بجنورد
- احداث راه اصلی فومن - میانه ( قطعات ٥ و ٦ (
- احداث راه فرعی اسفراین - بام
- احداث راه فرعی سبزوار - بردسکن ( قطعه اول(
- احداث برج های دوبرال در منطقه شهرک غرب تهران
 
در سال ١٣٧٣ تحولی شگرف در جامعه مهندسی ایران پدیدار شد که در قالب این دستاورد  بزرگ - شرکت دوبرال موفق گردید که با برنده شدن در مناقصه بین المللی احداث محور ترانزیت " عشق آباد - باجگیران " کار صدور خدمات فنی و مهندسی به کشورهای آسیای میانه را آغاز نماید.
با یاری و عنایت پروردگار توانا شرکت توانست در کشور ترکمنستان در مناقصات متعدد دیگری نیز برنده شود که حاصل این تلاشها احداث ١٣١ کیلومتر اتوبان و ٤٠ کیلومتر راه اصلی و همچنین احداث دروازه ورودی جنوبی شهر عشق آباد می باشد.
 
 
 
 
کارهای انجام شده در کشور ترکمنستان عبارتست از :
                                                                               
-احداث محور ترانزیت عشق آباد - باجگیران
-احداث اتوبان عشق آباد - گوگ تپه
-احداث اتوبان گوگ تپه - بحاردن
-احداث اتوبان بحاردن - آرچمان
-احداث دروازه ورودی جنوبی شهر عشق آباد
از طرف آقای صفرمراد نیازف رئیس جمهور محترم ترکمنستان نشان سازندگی ترکمنستان و نشان زنجیر طلایی ریاست جمهوری ترکمنستان نیز به اینجانب اعطاء گردیده است.
 
همچنین از طرف موسسه       ( B.I.D. ( Business Initiative Directions در سال ٢٠٠٤ شرکت دوبرال به عنوان شرکت نمونه در حفظ و بالا بردن استانداردهای تعریف شده در کارهای اجرایی بین تمام سازندگان جهان "اول" شناخته شد که در میان استقبال شرکت کنندگان در نشست ژنو در کشور سوئیس " تندیس طلایی " جایزه سال موسسه به شرکت اعطاء گردید.
در سال ٢٠٠٥ موسسه  Other Ways  طی نشست سالیانه خویش در شهر پاریس شرکت دوبرال را در صدور خدمات فنی و مهندسی و بالا بودن کیفیت کارهای انجام شده - به عنوان شرکت برتر انتخاب - دیپلم افتخار و تندیس زرین سال را به این شرکت اعطاء نمود. در ادامه افتخارات کسب شده توسط شرکت دوبرال به این عناوین نیز برمی خوریم :صادر کننده نمونه صدور خدمات فنی و مهندسی کشور در سال ١٣٨١
صادر کننده نمونه استان خراسان در صدور خدمات فنی و مهندسی در سال١٣٨١
صادر کننده نمونه استان خراسان در صدور خدمات فنی و مهندسی در سال١٣٨٠
 
سابقه کارهای علمی
تحریر کتاب " جمهوری خواهی در ایران "
تحریر کتاب " پایان جمهوری خواهی در ایران "
تحریر کتاب " دولت و توسعه اقتصادی در ایران "
تحریر کتاب " آسیب شناسی توسعه اقتصادی در ایران "
تحریر مقاله " برنامه های توسعه اقتصادی ایران - بعد از پیروزی انقلاب "
تحریر مقاله " تحول گفتمانی در نظریات توسعه اقتصادی دهه ١٩٩٠ "
تدریس در دانشگاه تهران
تدریس در موسسه آموزش عالی غیر انتفاعی طبرستان- چالوس
تدریس در دانشگاه آزاد - واحد تحصیلات عالی بین المللی
تدریس در دانشگاه آزاد - دانشکده حقوق و علوم سیاسی کرج
 
سابقه کارهای علمی-اجرایی
عضویت در این مجامع علمی مایه افتخار و مباهات می باشد :
عضو شورای عالی علوم- تحقیقات و فناوری کشور
عضو هیئت علمی دانشگاه تهران
عضو هیات امناء دانشگاه صنعتی شریف
عضو هیات امناء باشگاه دانش پژوهان جوان
عضو هیات امناء موسسه آموزش عالی طبرستان - چالوس
 
 
هدف از تأسیس بنیاد :
این بنیاد غیر تجاری است که با مقاصد غیر سیاسی و با اهداف انجام امور آموزشی و فرهنگی به صورت عام المنفعه در تابستان سال خوب ١٣٧٥ تأسیس گردیده است.
الف - احداث و اداره واحدها و مراکز آموزشی ، آموزش عالی ، فرهنگی ، تحقیقاتی ،پژوهشی ، هنری و ورزشی .
ب - ایجاد تسهیلات و امکانات تحصیلی رایگان برای دانش آموزان و دانشجویان نیازمند که حائز شرایط بنیاد باشند.
ج - تحریر و انتشار کتب مورد نیاز واحدهای آموزشی بنیاد در مقاطع تحصیلی مختلف.
د - انتشار مجلات فرهنگی ، ادبی ، هنری و ورزشی .
ه - بالا بردن سطح آگاهی های عمومی و ایجاد محیطی مساعد برای رشد و شکوفایی استعدادها و فضائل اخلاقی .
 
- بنیاد فرهنگی مصلّی نژاد در جهت تحقق اهداف تعریف شده در اساس نامه خود چهار حوزه معاونت تأسیس نموده که وظایف هر یک از آن ها به شرح ذیل می باشد :
الف - معاونت امور دانش آموزان و دانشجویان : همه ساله حدود " پانصد " دانش آموز و دانشجوی نخبه و دارای استعدادهای    درخشان تحت حمایت این بنیاد می باشند .
شایان ذکر است : از بدو تأسیس بنیاد فرهنگی مصلّی نژاد تا پایان دی ماه 1388، 3101 دانش آموز و دانشجو از بورسیه تحصیلی این بنیاد فرهنگی استفاده نموده اند .
ب - معاونت امور اجتماعی : تعدادی خانواده که دارای فرزندان نخبه هستند ولی نان آور آنها یا در قید حیات نمی باشد و یا این که توان حمایت مالی از اعضاء خانواده خویش را ندارند برای جلوگیری از ترک تحصیل فرزندان آنان ، «بنیاد» این خانواده ها را تحت پوشش خود قرار داده است .
ج - معاونت عمران : - بنیاد فرهنگی مصلّی نژاد همه ساله اقدام به احداث واحدهای آموزشی در مقاطع دبستان ،راهنمائی ، دبیرستان و همچنین دیگر فضاهائی نظیر خوابگاه برای اسکان دانشجویان و ایجاد فضای ورزشی می نماید که پس از احداث و تجهیز آن واحدها را در اختیار وزارت خانه ها و یا نهادهای مربوطه قرار می دهد .
مدارس احداث شده عبارتند از :
- دبستان آرمینه مصلی نژاد در شهرستان منجیل
- دبیرستان نمونه دولتی مهشید مصلی نژاد در شهرستان بیدستان قزوین
- مدرسه راهنمائی نمونه دولتی راضیه حسینی شکرائی در شهر ری
- آموزشکده و هنرستان تربیت بدنی پسرانه آریو مصلی نژاد
- پیش دانشگاهی و دبیرستان نمونه دولتی مهشید مصلی نژاد ( رشته علوم انسانی ) در مشهد مقدس
- مدرسه راهنمائی نمونه دولتی آرمیتا مصلی نژاد در مشهد مقدس
- پیش دانشگاهی و دبیرستان نمونه دولتی آرمینه مصلی نژاد   ناحیه 7مشهد مقدس
- دبستان مهشید مصلی نژاد در مشهد مقدس
- پیش دانشگاهی و دبیرستان نمونه دولتی آرمیتا مصلی نژاد در مشهد مقدس
- پیش دانشگاهی و دبیرستان نمونه دولتی مهشید مصلی نژاد ( رشته های ریاضی و تجربی ) در مشهد مقدس
- مدرسه راهنمائی نمونه دولتی آرمینه مصلی نژاد در مشهد مقدس
- پیش دانشگاهی و دبیرستان نمونه دولتی آرمینه مصلی نژاد    ناحیه 6  مشهد مقدس
-دبستان نمونه دولتی آرمینه مصلی نژاد در مشهد مقدس
- دبستان آرمیتا مصلی نژاد در مشهد مقدس
-دبیرستان پسرانه امام علی (ع) مصلی نژاد در مشهد مقدس
-دبیرستان پسرانه حضرت محمد(ص) در مشهد مقدس
- آموزشکده و هنرستان تربیت بدنی دخترانه آرمینه مصلی نژاد در شهر ری
- پیش دانشگاهی و دبیرستان نمونه دولتی آرمیتا مصلی نژاد در شهر ری
- احداث مجموعه فرهنگی _ ورزشی آریو مصلی نژاد در شهر ری
 
- بنیاد فرهنگی مصلی نژاد در جهت حمایت از نخبگان کشور اقدام به ساخت و تجهیز خوابگاه برای استفاده دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف نموده است که ظرفیت این خوابگاه ٣١٢ نفر می باشد و در میدان سهرورد واقع شده است . همچنین می توان بهاحداث و تجهیز خوابگاه آریو مصلی نژاد واقع در کوی دانشگاه تهران با ظرفیت ٢٦٢ نفر اشاره نمود .
د - معاونت آموزشی و پژوهشی : در حال حاضر این معاونت فعال نمی باشد و پیش بینی می شود با تدابیر اتخاذ شده از مهر ماه سال ١٣٨٦ مجموعه ای از فضاهای آموزشی دخترانه و پسرانه در قالب " مدیریت بنیاد فرهنگی مصلی نژاد " اداره شود.
شایان ذکر است بنیاد فرهنگی مصلی نژاد مطابق بند " دال " ماده چهار اساسنامه خود از هیچ شخص حقوقی و یا حقیقی کمک و اعانه نمی پذیرد و کلیه هزینه های بنیاد فقط از طرف موسسین پرداخت می گردد.
 
  ]]>
16-شرکت مینو 2013-09-16T18:29:43+01:00 2013-09-16T18:29:43+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/187 بیژن نجاتی ریحانی معرفی گروه صنعتی مینو گروه صنعتی مینو با همت والای زنده یاد مرحوم حاج علی خسروشاهی بنیان نهاده شد و در 16 آبان سال1338 هـ . ش فعالیت تولیدی خود را با تاسیس شرکت صنعتی پارس مینو آغاز نمود. مینو از ابتدای فعالیت و در طول بیش از نیم قرن حیات صنعتی خود، نقش محوری و پیشتاز را در صنایع غذایی، دارویی و آرایشی بهداشتی کشور ایفا نموده است. سپس با تاسیس شرک




معرفی گروه صنعتی مینو

گروه صنعتی مینو با همت والای زنده یاد مرحوم حاج علی خسروشاهی بنیان نهاده شد و در 16 آبان سال1338 هـ . ش فعالیت تولیدی خود را با تاسیس شرکت صنعتی پارس مینو آغاز نمود. مینو از ابتدای فعالیت و در طول بیش از نیم قرن حیات صنعتی خود، نقش محوری و پیشتاز را در صنایع غذایی، دارویی و آرایشی بهداشتی کشور ایفا نموده است.

سپس با تاسیس شرکت خوراک، جهت توزیع  مواد غذایی و دارویی و شرکت صنعتی مینو جهت تولید مواد غذایی در استان زنجان و اخذ لیسانس تولید از شرکتهای معتبری چون ساندوز سوئیس، بوتس و سرل انگلستان در گروه اقلام دارویی و اورال فرانسه در بخش آرایشی و بهداشتی توسعه یافت. گروه صنعتی مینو در حال حاضر به صورت هلدینگ و زیر نظر شرکت اقتصادی و خودکفایی آزادگان اداره می شود که متشکل از ۱۲ شرکت حقوقی مستقل است و این شرکتها در محورهای ذیل فعالیت دارند:

 

  • تولید انواع مواد غذایی شامل انواع شکلات و ویفر، اسنک، چوب شور، آدامس، تافی، آبنبات، کیک، نوشابه، آب معدنی و آب میوه
  • تولید محصولات دارویی شامل انواع شربت، قرص و پماد، تولید محصولات آرایشی و بهداشتی شامل انواع شامپو، کرم، عطر، ادوکلن و غیره
  • توزیع مواد غذایی، دارویی، آرایشی و بهداشتی تولید شده توسط شرکتهای گروه صنعتی مینو و حدود 60 شرکت تولیدی دیگر در سطح ایران توسط ۲۰ مرکز پخش
  • صادرات مواد غذایی، دارویی، آرایشی و بهداشتی تولید شده توسط شرکتهای گروه صنعتی مینو
  • ارائه خدمات فنی و مهندسی

اسامی شرکت های زیر مجموعه گروه صنعتی مینو بدین شرح می باشد:

شرکت صنعتی مینو (خرمدره)،شرکت صنعتی پارس مینو،شرکت دارویی، آرایشی و بهداشتی مینو، شرکت شوکوپارس، شرکت پخش قاسم ایران، شرکت قند خرما (شیراز)، شرکت صنایع غذایی مینو شرق(زاهدان)، شرکت صادراتی پرسوئیس،شرکت رهاورد سازندگی (رسا)، شرکت پارس گستر مینو، شرکت خدمات مالی و مدیریت معین آزادگان ]]>
15- شرکت و سایت تبلیغاتی پارسیان 2012-11-17T10:08:05+01:00 2012-11-17T10:08:05+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/185 بیژن نجاتی ریحانی شاید به جرأت بتوان گفت: مینو گوهری صاحب سایت کانون آگهی و تبلیغاتی پارسیان (به نشانی http://www.eparsian.com) در حال حاضر ثروتمندترین دختر جوان ایرانی است. درآمد سالیانه دانشجوی ۲۴ سالة رشتة مدیریت یکی از دانشگاه‌های علمی - کاربردی ایران، اکنون بالغ بر ۳ میلیون دلار است. (البته راست و دروغش با خودشون!!!)      وی علاوه بر تحصیل در رشتة مدیریت، در فعالیت‌های انسان‌دوستانة فراوانی نیز شرکت می‌نماید و مطابق وصیت پدرش یک چهارم از درآمد ماهیانة خود را ب مینو گوهری صاحب سایت کانون آگهی و تبلیغاتی پارسیان (به نشانی http://www.eparsian.com) در حال حاضر ثروتمندترین دختر جوان ایرانی است. درآمد سالیانه دانشجوی ۲۴ سالة رشتة مدیریت یکی از دانشگاه‌های علمی - کاربردی ایران، اکنون بالغ بر ۳ میلیون دلار است. (البته راست و دروغش با خودشون!!!)

     وی علاوه بر تحصیل در رشتة مدیریت، در فعالیت‌های انسان‌دوستانة فراوانی نیز شرکت می‌نماید و مطابق وصیت پدرش یک چهارم از درآمد ماهیانة خود را به این امر اختصاص می‌دهد.

     ماجرا به دو سال پیش برمی‌گردد. مینا که دارای مدرک کاردانی معماری است به دلیل عدم حمایت مالی خانواده بعد از فوت پدر مجبور می‌شود در یک شرکت ساختمانی مشغول به‌کار شود.

     او می‌گوید: در ابتدا از این‌که می‌توانستم روی پای خود بایستم و استقلال مالی داشته باشم خوشحال بودم اما به مرور زمان متوجه شدم که دارم در شرایط سخت کاری و با حقوق ناچیز ۱۵۰ هزار تومان در ماه و با همة انرژی و توان کار می‌کنم و این مبلغ حتی هزینه‌های رفت و آمد مرا نیز پوشش نمی‌داد.

     از طرفی تصمیم گرفته بودم بار دیگر به دانشگاه بروم و در رشتة مدیریت دانشگاه علمی - کاربردی نیز تحصیل نمایم. به همین خاطر با مدیر عامل شرکت، برای افزایش حقوق و کاهش بار سنگین وظایفی که به من سپرده شده بود صحبت کردم اما فایده‌ای نداشت.

     سرانجام تصمیم به ترک آن‌جا گرفتم و در یک شرکت مشاوره مدیریت مشغول به‌کار شدم، کار این شرکت برگزاری کلاس‌های آموزشی بازاریابی و فروش و ارائه راهکارهای مشاوره‌ای برای افزایش فروش مشاغل مختلف بود.

     پس از گذارندن دورة فشرده فروش که از ضروریات کار در این شرکت بود، متوجه شدم که این شرکت متعلق به یکی از بهترین متخصصین علم مدیریت کشور است و این بهترین فرصت برای افزودن به اندوخته‌هایم در این زمینه بود.

     حقوق من در این شرکت ۴۰۰ هزار تومان بود بعلاوة پورسانتی که از جذب مشتری دریافت می‌کردم. البته شرکت نیازی به بازاریابی من نداشت و به دلیل شهرت و اعتباری که کسب کرده بود به اندازة کافی مشتری داشت. اما این قاعده‌ای بود که برای رشد کارکنان از مدیریت ارشد گرفته تا سطوح پایین وضع شده بود.

     با وجود این‌که تا حدود زیادی مشکلات مالی‌ام مرتفع شده بود و فضای صمیمانه و خلاقانه شرکت و ساعات کاری محدود آن، فرصت لازم برای پرداختن به تحصیل را نیز برایم مهیّا ساخته بود، اما هنوز احساس می‌کردم که می‌توانم شرایط بهتری را برای خود به‌وجود بیاورم.

     از این رو از یکی از مدیران شرکت که مسئولیت دپارتمان آموزش بازاریابی و فروش را نیز برعهده داشت و دیده بودم که علی‌رغم قیمت بالای مشاوره‌هایش، مشتریان زیادی از شرکت‌ها و مشاغل مختلف به او مراجعه می‌کنند، خواهش کردم تا به من هم برای بهبود وضعیت درآمد و کارم مشاوره دهد و من هم در قبال یک ساعت مشاوره، نصف حقوق ماه اول کاری‌ام را به او بدهم.

     باید اعتراف کنم که صحبت‌های آن شخص زندگی مرا به‌گونه‌ای باور نکردنی دچار تغییر و دگرگونی نمود. ایشان با یادآوری توانایی‌هایی که خود از آن غافل بودم و ارائه راهکارهای مناسب، ذهن مرا به فعالیت وا داشت. شب همان روز در حالی‌که در اینترنت به دنبال تلفن یک آموزشگاه می‌گشتم، ایده‌ای به ذهنم خطور کرد که سرآغاز تحول مادی در زندگی من بود.

     ایده من به نیازمندی‌های روزنامة همشهری برمی‌گشت. با خود گفتم اگر من نیز بتوانم در اینترنت سایتی همانند بخش نیازمندی‌های همشهری به‌وجود بیاورم، قادر خواهم بود بابت درج آگهی‌های تبلیغاتی شرکت‌ها در سایتم از آن‌ها سفارش آگهی بگیرم.

     روز بعد مجدداً به سراغ مشاور شرکت رفتم و ایدة خود را با او در میان گذاشتم. او نیز در پاسخ گفت: خوب است، البته چنین سایت‌هایی در اینترنت فراوان است، اما تو می‌توانی با نگرش متفاوتی که پایه و اساس آن، منافع مشتری باشد، کاری متفاوت ارائه دهی.

     پس از چندین روز مطالعه و بررسی تصمیم گرفتم با ثبت دامنه eparsian.com ایدة خود را عملی سازم. برای خرید نرم‌افزار طراحی سایت پول کافی نداشتم لذا با وجود این‌که چند روزی از ورود من به شرکت نمی‌گذشت از مدیریت شرکت درخواست وام کردم که در عین ناباوری با پرداخت آن موافقت شد.

     در اوایل، کار سختی در پیش داشتم. چون سایت در ابتدای کار خود بود و کمتر کسی حاضر می‌شد برای آگهی در سایتی که هیچ بیننده‌ای ندارد هزینه بپردازد.

     با آموزش‌های اجباری فروشی که در هنگام استخدام در شرکت دیده بودم تصمیم گرفتم بدون توجه به این موضوع دست به‌کار شوم. لذا با تهیة فهرستی از شرکت‌ها و کسب‌وکارهای مختلف و اولویت‌بندی آن‌ها بعد از ساعات کار اداری کارم را آغاز کردم.

     متأسفانه با وجود تلاش‌های مکرر با ناکامی روبه‌رو شدم. از ۳۰ مراجعه‌ای که در طول یک هفته داشتم هیچ‌کس حاضر به دادن سفارش آگهی نشد. ناامیدی سراسر وجودم را فرا گرفته بود، بخصوص این‌که بسیاری از کارکنان و مدیران مشاغل با برخورد زشت و تحقیرکننده‌شان روحیة مرا به‌هم ریخته بودند.

     دیگر تصمیم گرفته بودم ایدة خودم را کنار بگذارم. کاملا احساس شکست می‌کردم تا این‌که مدیر متواضع و مهربان شرکت مشاوره‌ای که برایشان کار می‌کردم دلیل ناراحتی مرا از من پرسید. ماجرا را برای ایشان تعریف کردم.

     او نیز در کمال آرامش و خونسردی گفت: خانم گوهری این‌که ناراحتی ندارد. اگر من به تو یک سکة شانس بدهم که درب هر شرکتی را بزنی با تو قرارداد ببندند چه خواهی گفت؟

     با کمال تعجب پاسخ دادم: آقای دکتر این چیزها فقط در افسانه‌هاست، نه در دنیای واقعی!

     آقای دکتر فرمودند: اما این سکه کاملاً واقعی است. من آن را سال‌ها پیش امتحان کرده‌ام و به نتایج شگفت‌انگیزی دست یافته‌ام. به امتحان کردنش می‌ارزد. شما هم می‌توانی امتحان کنی. اگر عمل نکرد من به اندازة یک سال، حقوق اضافه به تو می‌دهم، البته برای این‌که این سکه عمل کند یک کار را باید انجام دهی.

     با کنجکاوی پرسیدم هر چه باشد قبول می‌کنم.

     آقای دکتر گفت: این سکه زمانی عمل می‌کند که برای اولین‌بار شما به ۵۰ شرکت یا فروشگاه مراجعه کرده باشی و از بین آنها 5 قرارداد ببندی. فکر نمی‌کنم شرط سختی باشد.

<< فقط ۵ قرارداد از بین ۵۰ شرکت >>

     ترفند روان‌شناسانة آقای دکتر کاملاً مرا تحت تأثیر خود قرار داده بود. با خود می‌گفتم معاملة خوبی است: 5 قرارداد از بین ۵۰ مشتری که کاری ندارد، در ثانی، اگر این سنگ شانس کار نکرد، یک سال حقوق اضافی دریافت می‌کنم. بنابراین ارزش‌اش را دارد که آن را امتحان کنم.

     فردای آن‌روز مجدداً کارم را آغاز کردم. اما این بار با هر پاسخ منفی که می‌شنیدم روحیة خود را از دست نمی‌دادم، چون با خود می‌گفتم من به 5 جواب مثبت نیاز دارم نه ۵۰ جواب. پس این پاسخ‌های منفی را جزء آن 45 پاسخ منفی می‌گذارم.

     در طول یک هفته به ۵۰ آرایشگاه و سالن زیبایی مراجعه کردم و عجیب‌تر آن‌که این بار ۱۴ قرارداد بسته بودم. 5 قرارداد یک ماهه به ارزش کل ۳۵۰ هزارتومان و ۹ قرارداد یک ساله به قیمت کل ۶ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان!

     واقعاً از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم. ترفند هوشمندانه آقای دکتر کار خودش را کرده بود. ایشان با تغییر نگرش ذهن من از منفی به مثبت، باعث شد تا مشتریان بیشتری را جذب کنم. حالا می‌توانستم بفهمم چرا شرکت ایشان این‌قدر مؤفق است.

     باورم نمی‌شد که من توانسته باشم در مدت یک هفته ۶ میلیون و ۶۵۰ هزار تومان کار کنم. به خودم می‌گفتم این از درآمد یک ماهه یک دندانپزشک متخصص هم بیشتر است که سال‌ها در دانشگاه درس خوانده است! اما من کاردانی معماری دارم و دانشجوی مدیریت هستم.

     بعد از این فروش مؤفق به سراغ مدیر عامل شرکت‌ام رفتم و ماجرای مؤفقیت‌هایم را برایش بازگو کردم اما او ابداً تعجب نکرد و به من گفت: آفرین تبریک می‌گویم. حال دیدی سکة شانس به‌خوبی عمل می‌کند و واقعی است. از این به بعد نیازی نیست که مطابق ساعات اداری کار کنی. به کار سایت‌ات برس تا به مؤفقیت‌های بیشتری دست یابی.

     من هم که انگیزه‌هایم برای ادامة کار چندین برابر شده بود، این بار بیشتر به سراغ مارک‌ها و برندهای معتبر می‌رفتم و دیگر برایم مهم نبود که بعضی‌ها ممکن است پاسخ رد بدهند و حتی مرا مورد تمسخر قرار دهند.

     شب‌ها نیز تا پاسی از شب بر روی سایت‌ام کار می‌کردم تا بتوانم بازدیدکنندة بیشتری جذب نمایم و با افزایش بازدید آگهی‌ها ، رضایت‌خاطر مشتریان‌ام را نیز تأمین کنم.

     خانم گوهری یکی از تفاوت‌های اصلی سایت خود با سایت‌های مشابه را در بهره‌گیری از شیوه‌های پیچیدة مدیریت بازاریابی می‌داند. او می‌گوید هر کجا که یک مدیر و یا صاحب کسب‌وکاری حضور داشته باشد سایت من نیز حضور دارد. به‌عنوان مثال اگر مدیری در یکی از هتل‌های معروف کشور اقامت نماید فهرستی از اطلاعات مورد نیاز او برای تجارت، خرید و یا تفریح از سایت پارسیان جمع‌آوری و در اختیار او قرار می‌گیرد، و بدین وسیله شرکت‌ها و کسب‌وکارهایی که در سایت ایشان آگهی داده‌اند با طیف عظیمی از مشتریان با کلاس و درجه یک مواجه می‌شوند.

     او می‌گوید: من و همکارانم در پارسیان تلاش می‌کنیم تا بهترین خریداران را برای خدمات و کالاهای مشتریان خود جذب نماییم و به همین خاطر در بانک اطلاعاتی خود با بیش از ۵۰۰۰ نفر از مدیران و صاحبان تجارت مستقیماً در ارتباط هستیم و هر ماه تازه‌ترین اطلاعات مورد نیاز آن‌ها را در اختیارشان قرار می‌دهیم. مثلاً مدیران فعال در صنعت ساختمان علاقه‌مند هستند فهرست ماهیانه شرکت‌های ارائه‌دهندة خدمات ساختمان را در اختیار داشته باشند و ما نیز به‌صورت ماهیانه این اطلاعات را مستقیماً و بدون واسطه در اختیار آن‌ها قرار می‌دهیم و این خود یک مزیت رقابتی برای سایت ما محسوب می‌شود. حتّی در بسیاری از مواقع آن‌ها می‌خواهند که بهترین شرکت‌های ارائه‌دهندة کالا یا خدمات را ما به آن‌ها پیشنهاد دهیم و این نشان‌دهندة حسن اطمینان ایشان است.

     خانم گوهری در مدت یک سال مؤفق به جذب بیش از ۲۰۰۰ مشتری در سایت خود می‌شود. سایت ایشان در حال حاضر یکی از پربیننده‌ترین و محبوب‌ترین سایت‌های درج آگهی تبلیغاتی در اینترنت است. شرکت‌های بسیاری از جملة مایکروسافت و اپل با پیشنهادات چند میلیون دلاری خود برای خرید بخشی از سهام وب‌سایت ایشان برای گسترش دامنة فعالیت‌های آن در خاومیانه، اعلام آمادگی نموده‌اند. شاید در نگاه اول، تصور عمومی این باشد که این سایت صرفاً یک سایت تبلیغاتی است اما از نگاه متخصصین علم مدیریت بازار تفاوت عمده این سایت با سایت‌های دیگر، استراتژی پیچیده‌ای است که در پشت آن نهفته است.

     خانم گوهری با درآمد میلیاردی که از سایت خود کسب نموده، علاوه بر خرید بخشی از سهام یکی از بهترین هتل‌های کشور، اقدام به تأسیس شرکت معماری و طراحی داخلی خود نموده که در حال حاضر جزء یکی از بهترین شرکت‌های طراحی داخلی ایران است.

     موفقیت‌های چشمگیر این دختر جوان ایرانی باعث گردیده است تا شرکت‌های بزرگ داخلی و خارجی بسیاری از او برای سخنرانی و افزایش انگیزه مدیران و کارکنان شرکت‌هایشان دعوت نمایند.

     اعتمادبه‌نفس، پشتکار و روحیة ستودنی خانم گوهری که علی‌رغم برخوردهای زشت و ناپسند بسیاری از مردم، دست از آرزوها و رؤیاهای زیبای خود برنداشته است، درس‌های فراوانی برای همه کسانی دارد که با یک مشکل ساده خود را می‌بازند و دست از کار و تلاش برمی‌دارند.

]]>
Gardner rich & co - 32 2012-11-13T18:05:20+01:00 2012-11-13T18:05:20+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/186 بیژن نجاتی ریحانی مـیـلیـاردری کـه از صفـر شـروع کـرد&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; داستان زندگی کریس گاردنر &nbsp;&nbsp;&nbsp; از همان کودکی، بختش تیره بود و کورسوی امیدی در مسیر زندگی اش دیده نمی شد. تمام مواد لازم برای بیچارگی و کاسه چه کنم به دست گرفتن را در اختیار داشت؛ مرگ پدر، بی رحمی ناپدری، سابقه حبس و...اگر در صحنه زندگی قرعه این نقش به نام هر کس دیگری جز او می افتاد، بی شک انگ بدشانسی و بدبختی را تا پایان عمر می پذیرفت اما «کریس گاردنر» مردانه جلوی سرنوشت قدعلم کرد و شجاعانه مسیر زندگی اش را ت کریس گاردنر
مـیـلیـاردری کـه از صفـر شـروع کـرد     
داستان زندگی کریس گاردنر    
از همان کودکی، بختش تیره بود و کورسوی امیدی در مسیر زندگی اش دیده نمی شد. تمام مواد لازم برای بیچارگی و کاسه چه کنم به دست گرفتن را در اختیار داشت؛ مرگ پدر، بی رحمی ناپدری، سابقه حبس و...
اگر در صحنه زندگی قرعه این نقش به نام هر کس دیگری جز او می افتاد، بی شک انگ بدشانسی و بدبختی را تا پایان عمر می پذیرفت اما «کریس گاردنر» مردانه جلوی سرنوشت قدعلم کرد و شجاعانه مسیر زندگی اش را تغییر داد. امروز که شما داستان زندگی اش را می خوانید، او یک میلیاردر سرشناس شده؛ می پرسید چطور؟ بهتر است با ما از پیچ وخم های زندگی اش بگذرید تا رمز موفقیت اش دستگیرتان شود.

سال ۱۹۸۲ بود. آن زمان ها یک سال و نیمی از پدر شدنش می گذشت. فروشنده لوازم پزشکی بود. به زحمت از عهده امورات خودش و پسرش، کریستوفر، برمی آمد. وقتی به ورودی جاده موفقیت رسید، ۲۹ سال بیشتر نداشت. با تمام نداری هایش سخاوتمند بود. آن روز به پارکینگ بیمارستان آمد و دید که راننده یک اتومبیل «فراری» دنبال جای پارک می گردد. صدایش زد: «می توانید جای من پارک کنید.» و با راننده «فراری» گرم صحبت شد. می خواست بداند او چه کار می کند و چطور توانسته ماشینی به آن گرانی بخرد.
راننده فراری به او گفت که در کار خریدوفروش سهام شرکت هاست. کنجکاوی گاردنر گل کرد. الان که یاد آن روز می افتد، می گوید: «آن آقا ماهی ۸۰ هزار دلار درآمد داشت.»

 

آنها با هم رفیق شدند. هرازگاهی ناهار را با هم می خوردند و سهام فروش متمول برای گاردنر توضیح می داد که چطور می تواند وارد این تجارت شود و او را به سرشناس ترین های خریدوفروش سهام ارجاع داد. گاردنر هم با اعتمادبه نفس دنبال سررشته های موفقیت اش رفت اما کسی تحویلش نمی گرفت؛ نه به خاطر سیاهپوست بودنش، بلکه به این خاطر که ثروتمندان نمی خواستند ریسک کنند. خودش می گوید: «آنها نژادپرست نبودند. حداقل چیزی که برای فروشنده سهام شدن می خواستی، یک مدرک MBA بود. اما من اصلا کالج نرفته بودم! من زیر خط فقر زندگی می کردم و پولی برای گذراندن این دوره ها نداشتم.»

بعد از ۱۰ ماه دویدن های بی حاصل، تازه یک نفر پاپوش جاداری برای گاردنر درست کرد و او را به خانه اول باز گرداند: «باید برای پسرم، پدری می کردم؛ پس دلسرد نشدم. هر کاری که از دستم بر می آمد انجام دادم؛ هرس چمن ها، شستن توالت ها، آشغال جمع کردن، تعمیر سقف و نقاشی ساختمان اما به تلاشم برای ورود به چرخه خریدوفروش سهام ادامه دادم.»

انگار زمانه شوخی اش گرفته بود. راحتش نمی گذاشت. سر جروبحث کوچکی که با همسرش داشت، یک پلیس را خبر کرد و ماموران با استعلام مدارک و پیشینه گاردنر به دلیل پرداخت نکردن قبوض پارکینگ، او را به مدت ۱۰ روز به زندان فرستادند. همسرش هم پسرش را برداشت؛ او را ترک کرد و طلاقش را گرفت.

«سراسیمه شده بودم. خود م بدون پدر بزرگ شده بودم و نمی خواستم پسرم سختی های تلخ دوران کودکی مرا بچشد. به خودم قول داده بودم که برایش پدر خوبی باشم. قول داده بودم همیشه مراقب اش باشم... آن روز ها بدترین روز های زندگی ام بود. کناردزد ها، قاتلان و تبهکاران روز را به شب می رساندم و فکر و نگرانی پسرم آزارم می داد. قبل از دستگیری در یک موسسه خریدوفروش سهام فرم استخدام پر کرده بودم. متاسفانه روز مصاحبه ام یک روز قبل از آزادی ام تعیین شده بود. از زندان تماس گرفتم و التماس کردم که اجازه دهند یک وقت مصاحبه دیگر بگیرم. به محض آزادی به موسسه رفتم. این مصاحبه تنها شانسم بود اما نمی توانستم برایشان نقش بازی کنم. پس حقیقت را گفتم؛ اینکه پیشینه ندارم، خانواده ام ترکم کرده اند، تحصیلات ندارم، وضع مالی ام خوب نیست اما انگیزه دارم و می دانم که در تجارت می توانم موفق شوم.»

مصاحبه گر به فکر فرو رفت. گاردنر یک قدم به جلو برداشته بود؛ گفت وگو با یکی از عاملان مهم این تجارت! انگار ورق زندگی اش برگشته بود. چندماه بعد، همسرش تماس گرفت و حضانت کریستوفر را به او سپرد. اما پانسیونی که گاردنر در آن اتاق اجاره کرده بود بچه ها را قبول نمی کرد. این بود که وسایل ضروری خودش و کریستوفر را در کالسکه و ساک کریستوفر و کیف دستی خودش جا داد و راهی خیابان ها شد: «شب های زیادی را در توالت های عمومی گذراندیم.»

روزی پدر و پسر ۵/۲ ساله در خیابان قدم می زدند که گاردنر چشمش به یک ساختمان مخروبه که بوته رزی از دیوارش بالا رفته بود افتاد. سرایدار آنجا را پیدا کرد و قرار شد عمارت مخروبه را به قیمت منصفانه ای اجاره کند. حالا دیگر سقفی بالای سر پسرش بود. طی چند سال به تدریج با تحمل شرایط طاقت فرسای موجود توانست وارد تجارت رویایی اش شود. سال ۱۹۸۷ توانست در شیکاگو بنگاه خریدوفروش سهام خودش را تاسیس کند و آخر سر هم برای خودش یک دستگاه اتومبیل «فراری» بخرد.

او داستان زندگی اش را افسانه نمی داند: «داستان زندگی من به دیگران می آموزد که چطور باید جلوی موانع زندگی سینه سپر کرد. می توانستم یک فروشنده بی دست و پا و بی خانمان باقی بمانم اما من می خواستم زندگی بهتری داشته باشم و الان زندگی ام عالی است. شما هم می توانید تندباد های زندگی را در هم بکوبید. تنها باید هدفتان را مشخص کنید و با اراده، امید، توکل به پروردگار و قوت قلب گرفتن از کسانی که دوستشان دارید، در راهتان ثابت قدم باشید.» ]]>
37- رضا دقتی 2012-11-13T10:01:39+01:00 2012-11-13T10:01:39+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/184 بیژن نجاتی ریحانی رضا دقتی زادروز ۱۳۳۳ ایران، تبریز پیشه عکاس فتوژورنالیست جایزه‌ها دریافت جایزهٔ لسی [۱] و دریافت نشان شوالیه ملی لیاقت کشور فرانسه رضا دقتی (۱۳۳۳ در تبریز)، فتوژورنالیست فرانسوی ایرانی تبار نشریه نشنال جئوگرافی است که در دنیا او را با نام رضا می‌شناسند.رضا از ۱۴ سالگی عکاسی را خودآموز یادگرفته‌است. وی همچنین از دانشگاه تهران فارغ التحصیل رشته معماری است.[۲] زندگی حرفه‌ای رضا پیش از انقلاب بیشتر
رضا دقتی
زادروز ۱۳۳۳
ایران، تبریز
پیشه عکاس فتوژورنالیست
جایزه‌ها

دریافت جایزهٔ لسی [۱]

و دریافت نشان شوالیه ملی لیاقت کشور فرانسه

رضا دقتی (۱۳۳۳ در تبریزفتوژورنالیست فرانسوی ایرانی تبار نشریه نشنال جئوگرافی است که در دنیا او را با نام رضا می‌شناسند.رضا از ۱۴ سالگی عکاسی را خودآموز یادگرفته‌است. وی همچنین از دانشگاه تهران فارغ التحصیل رشته معماری است.[۲]



زندگی حرفه‌ای

Reza - Afghanistan, 1985.png

رضا پیش از انقلاب بیشتر به عکاسی معماری مشغول بوده اما با شروع درگیری‌های انقلاب ۱۳۵۷ ایران، وی به عکاسی خبری روی آورد. دقتی از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰، مجموعه‌ای از تحولات پس از انقلاب و درگیری‌ها و کشتار در ترکمن صحرا و کردستان تهیه کرد. عدم سازگاری عکس‌های او با خواست حکومت توتالیتر اسلامی ایران، رضا را مجبور به ترک ایران و مهاجرت به اروپا برای همیشه کرد.[۳] رضا پس از آن به در مجله نیوزویک به‌عنوان خبرنگار بخش خاورمیانه در فاصله سال‌های ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۷ فعالیت کرد. اولین گزارش رضا برای نشریه نشنال جئوگرافی، در سال ۱۳۷۲ با عنوان «قاهره، قلب خروشان مصر» منتشر شد.[۴] در حال حاضر او با این مجله نامدار همکاری می‌کند و تا کنون بیش از صد کشور را تحت پوشش مطبوعاتی قرار داده است. گزارش‌های او بازگو کنندهٔ جنگ‌ها، انقلاب‌ها و مصائب انسانهاست.[۵] شاید هیچ خبرنگاری در دنیا به اندازه رضا در صحنه‌های جنگ حضور مستقیم نداشته است.[۶]

رضا دقتی همواره تصویر را به عنوان وسیله‌ای برای پیشبرد اهداف انسان دوستانه و مبارزات خود برعلیه استبداد به کار گرفته است. وی در سال ۱۹۹۰، پس از عقب نشینی شوروی از افغانستان، مسئولیت پخش کمکهای جامعه بین‌الملل را از طرف سازمان ملل متحد پذیرفت و به‌دنبال این تجربه بنیاد فرهنگی آیینه را در سال ۲۰۰۱ در کابل تأسیس کرد. در «بنیاد فرهنگی آیینه» تاکنون صدها تن از دختران و پسران افغان در رشته‌های روزنامه نگاری، عکاسی، فیلم برداری وطراحی تحت نظر اودر بالاترین سطح حرفه‌ای آموزش یافته و جذب دنیای کار حرفه‌ای در سطح بین‌المللی شده‌اند.[۷]

دریافت نشان شوالیه ملی لیاقت در فرانسه

روز ۱۳ ماه می۲۰۰۵، وزارت امور خارجه فرانسه در نامه‌ای رسمی اعلام کرد که به پاس خدمات رضا دقتی، عکاس و خبرنگار ایرانی برای احیای مطبوعات آزاد، اشاعه آزادی بیان دردنیا، مبارزه برای احیای حقوق کودکان و مبارزه بر علیه استبداد، رئیس جمهور این کشور او را به مقام افتخاری شوالیه ملی لیاقت منسوب و به دریافت نشان شوالیه ملی لیاقت مفتخر کرده‌است.[۸]

مراسم اعطاء مدال ملی لیاقت فرانسه به رضا دقتی از سوی دولت این کشور دوم نوامبر ۲۰۰۵ با حضور رییس و چند تن از سناتورهای مجلس سنای فرانسه، رسانه‌های خبری، اندیشمندان ایرانی، افغان و فرانسوی برگزار شد. مدال ملی لیاقت فرانسه بالاترین نشان کشور فرانسه‌است و به کسانی اعطا می‌شود که در راه اهداف انساندوستانه و اعتلای این فرهنگ تلاش کرده‌اند. رضا دقتی اولین ایرانی است که به دریافت این نشان نایل آمده‌است.

]]>
حیله 2012-06-14T10:26:39+01:00 2012-06-14T10:26:39+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/183 بیژن نجاتی ریحانی مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد همه آرزوی تملک آن را داشتند. بادیه‌نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد. حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه‌نشین تعویض کند. باد‌یه‌نشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، با ید به فکر حیله‌ای باشم. روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری می‌کرد، در حاشیه‌ی جاده‌ای دراز کشید. او می‌دانست که مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد همه آرزوی تملک آن را داشتند.

بادیه‌نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد. حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه‌نشین تعویض کند.

باد‌یه‌نشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، با ید به فکر حیله‌ای باشم. روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری می‌کرد، در حاشیه‌ی جاده‌ای دراز کشید. او می‌دانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور می‌کند. همین اتفاق هم افتاد…

مرد با دیدن آن گدای رنجور، سرشار از همدردی، از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و پیشنهاد کرد که او را نزدیک پزشک ببرد. مرد گدا ناله‌کنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم. روزهاست که چیزی نخورده‌ام نمی‌توانم از جا بلند شوم دیگر قدرت ندارم.

مرد به او کمک کرد که سوار اسب شود به محض اینکه مرد گدا روی زین نشست، پاهای خود را به پهلوهای اسب زد و به سرعت دور شد. مرد متوجه شد که گول بادیه‌نشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! می‌خواهم چیزی به تو بگویم. بادیه‌نشین که کنجکاو شده بود، کمی دورتر ایستاد.

مرد گفت: تو اسب مرا دزدیدی. دیگر کاری از دست من برنمی‌آید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن. برای هیچ‌کس تعریف نکن که چگونه مرا گول زدی…
بادیه‌نشین تمسخرکنان فریاد زد: چرا باید این کار را انجام دهم؟

مرد گفت: چون ممکن است، زمانی بیمار درمانده‌ای کنار جاده‌ای افتاده باشد. اگر همه این جریان را بشنوند، دیگر کسی به او کمک نخواهد کرد.

]]>
چوپان و بز 2012-06-14T10:16:58+01:00 2012-06-14T10:16:58+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/182 بیژن نجاتی ریحانی چوپان بیچاره خودش را کشت که آن بز چالاک از آن جوی آب بپرد نشد که نشد. او می‌دانست پریدن این بز از جوی آب همان و پریدن یک گله گوسفند و بز به دنبال آن همان. عرض جوی آب قدری نبود که حیوانی چون نتواند از آن بگذرد… نه چوبی که بر تن و بدنش می‌زد سودی بخشید و نه فریادهای چوپان بخت برگشته. پیرمرد دنیا دیده‌ای از آن جا می‌گذشت وقتی ماجرا را دید پیش آمد و گفت من چاره کار را می‌دانم. آنگاه چوب دستی خود را در جوی آب فرو برد و آب زلال جوی را گل آلود کرد. بز به محض آنکه آب جوی را دید از سر

چوپان بیچاره خودش را کشت که آن بز چالاک از آن جوی آب بپرد نشد که نشد.

او می‌دانست پریدن این بز از جوی آب همان و پریدن یک گله گوسفند و بز به دنبال آن همان.

عرض جوی آب قدری نبود که حیوانی چون نتواند از آن بگذرد… نه چوبی که بر تن و بدنش می‌زد سودی بخشید و نه فریادهای چوپان بخت برگشته.

پیرمرد دنیا دیده‌ای از آن جا می‌گذشت وقتی ماجرا را دید پیش آمد و گفت من چاره کار را می‌دانم. آنگاه چوب دستی خود را در جوی آب فرو برد و آب زلال جوی را گل آلود کرد.

بز به محض آنکه آب جوی را دید از سر آن پرید و در پی او تمام گله پرید.

چوپان مات و مبهوت ماند. این چه کاری بود و چه تأثیری داشت؟

پیرمرد که آثار بهت و حیرت را در چهره چوپان جوان می‌دید گفت:

تعجبی ندارد تا خودش را در جوی آب می‌دید حاضر نبود پا روی خویش بگذارد
آب را که گل کردم دیگر خودش را ندید و از جوی پرید.

… و من فهمیدم این که حیوانی بیش نیست پا بر سر خویش نمی‌گذارد و خود را نمی‌شکند چه رسد به انسان که بتی ساخته است از خویش و گاهی آن را می‌پرست

]]>
14- هتل داریوش 2012-05-28T18:51:36+01:00 2012-05-28T18:51:36+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/181 بیژن نجاتی ریحانی حسین ثابت، فرزند اسماعیل متولد 1313 شهر مشهد است. در سال 1354 برای ادامه تحصیل به آلمان رفته و در رشته مهندسی برق از دانشگاه برلین فارغ‌التحصیل شده است.ثابت پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، مدتی را به عنوان دبیر در مدارس آلمان به تدریس می‌پردازد. وی با سرمایه‌گذاری در مراکز گردشگری و توریستی در جهان هتلداری، چهره‌ای موفق از خود نشان داده‌است.وی از معدود ایرانیانی است که توانسته خود را در میان هتل‌داران جهان مطرح کند. ثابت دارای بیش از 5000 تخت در جزایر قناری اسپانیا و چندین هتل و پا

حسین ثابت، فرزند اسماعیل متولد 1313 شهر مشهد است. در سال 1354 برای ادامه تحصیل به آلمان رفته و در رشته مهندسی برق از دانشگاه برلین فارغ‌التحصیل شده است.ثابت پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، مدتی را به عنوان دبیر در مدارس آلمان به تدریس می‌پردازد. وی با سرمایه‌گذاری در مراکز گردشگری و توریستی در جهان هتلداری، چهره‌ای موفق از خود نشان داده‌است.وی از معدود ایرانیانی است که توانسته خود را در میان هتل‌داران جهان مطرح کند. ثابت دارای بیش از 5000 تخت در جزایر قناری اسپانیا و چندین هتل و پارک مدرن در ایران است. او در مشهد درس خوانده و نهج البلاغه را خوب می‌شناسد‌. از قرآن نمونه می‌دهد و به شش زبان زنده دنیا حرف می‌زند.
او خود را یک ایرانی مسلمان می‌داند که به ذره ذره این خاک عشق می‌ورزد‌.
 اتاقش جمع و جور است و مانند هتل بزرگ داریوش روح ایرانی به وسیله، نقش برجسته‌ها و تصاویر هخامنشی موج می‌زند. حسین ثابت شعر می‌خواند. از عرفان می‌گوید و از ایران.حسین ثابت ابتدا اقدام به ساخت هتل بزرگ داریوش نمود. این هتل مجلل‌ترین هتل کشور محسوب می‌شود.
وی پس از آن اقدام به ساخت پارک دلفین‌ها و پارک شیرها و چندین پروژه تفریحی دیگر در کیش نمود. پس از مدت یکسال از فعالیت پروژه‌هایش تصمیم گرفت تنها هتل‌دار کیش شود و اقدام به خرید 6 هتل آماده دیگر کرد. قیمت‌های تقریبی هر هتل 80-90 میلیارد ریال به بالا است، ولی برخی هتل‌داران زیر بار این کار نرفته و وی نتوانست به این آرزوی خود برسد.
حسین ثابت در این زمان موفق شد چند هتل نیز در جزایر قناری اسپانیا تاسیس کند و هم اکنون نیز بزرگترین شرکت هتل‌داری اسپانیا را صاحب است و خود وی نیز در یکی از دو جزیره اختصاصی خود در اسپانیا زندگی می‌کند. در هفته‌ای که گذشت، خبر برنده شدن ثابت در مزایده فروش، هتل لاله تهران نیز منتشر شد.
آقای ثابت هتل داریوش با این همه مجسمه، نقش برجسته و تصاویر بزرگ و کوچک، تخت جمشید کوچک و مدرنی است در دل آبهای خلیج فارس. در این هتل دو مورد مد نظر بوده، یکی مساله اقتصاد و دیگری مطرح کردن فرهنگ و هنر ایرانی.

من با اقتصادش کاری ندارم اما قسمت دوم را نمی‌دانم که "ثابت" در مطرح کردن هویت ایرانی، سیاسی کار است یا عاشق؟

همانطور که خودتان گفتید ساختن هتل دو وجه دارد. یکی سرمایه گذاری و بازدهی آن و دیگری هویت بخشی به یک فرهنگ است. فرهنگ ایرانی.

ثابت عاشق ایران است یا دیدگاه سیاسی دارد. که البته هر دو به یک سرچشمه بر می‌گردد. جنبه سیاسی و عشقی به یک فرهنگ؟

(ثابت، دفترچه راهنما‌ی هتل داریوش که عکسی از 21 سالگی‌اش در تخت جمشید در صفحه اول آن چاپ شده را نشان می‌دهد و شعری می‌خواند). عشق، ناممکن را ممکن می‌سازد. من در 21 سالگی گفتم روزی تخت جمشید را می‌سازم. امروز آن را در قالب یک هتل ساخته‌ام که یک مقام عالی‌رتبه اسپانیا می‌آید و مقابل آن فرهنگ زانو می‌زند و آن را ستایش می‌کند.

شما که در خارج ایران آدم موفقی هستند چرا پس از موفقیت به ایران توجه کردید؟

هشت سال جنگ را ما نبودیم. جوانان ما جنگیدند و نگذاشتند حتی یک سانتی متر از مملکت از دست برود. ما چه کار کردیم؟ من امروز آمده‌ام برای خدمت به ایران، به فرهنگ ایرانی، به فرهنگ اسلامی‌. انتظاری هم ندارم. نمی‌خواهم حتی یک دسته گل برای من بیاورید.
من می‌خواهم همانطور که جوانان، ایران را نگاه داشتند من هویت ایران را به جهان بشناسانم.
من کلکسیونی شامل 30000 پروانه که برخی از آنها نسلشان منقرض شده برای ایران خریده‌ام که می‌دانم تا سیصد سال دیگر هم سرمایه اولیه‌اش بر نمی‌گردد، اما این پروانه‌ها در یک موزه می‌تواند انگیزه‌ای باشد برای جلب توریست. من حاضرم این مجموعه بی‌نظیر را به ایران تقدیم کنم اما در جایی که با این رنگ‌ها، دانش، نوع زندگی و ارزش آن‌ها هماهنگی داشته باشد.

می‌خواستم بپرسم آیا شما تنها از طریق هتل و هتلداری می‌خواهید به هویت بخشی و گسترس آن بپردازید یا برنامه‌های دیگری هم دارید؟

نه. فقط به هتل و هتلداری فکر نمی‌کنم. شما می‌بینید که در کیش کنار 7 هتل مطرح و مدرن پارک دلفین‌ها را ساخته‌ام. پارکی با وسعت 640000 متر مربع که برای اولین بار در خاورمیانه ساخته شده با مجموعه‌ای از پرندگان و گیاهان نایاب دنیا و نمایش دلفین‌هایی که مربیان ایرانی دارند؛ یا در همین رابطه برای نمایش هزاران پرنده از گونه‌های مختلف بزرگترین قفس دنیا را به ابعاد (550 * 400 متر) مطابق با محیط زیست طبیعی زندگی‌اشان ساخته‌ایم. این مجموعه دیدنی از طرف دیگر 2 تا 3 درجه دمای جزیره را پایین آورده‌است.

آقای ثابت من بر می‌گردم روی هویت ایرانی که شما بیشتر به آن پرداخته‌اید و آن فرهنگ و هنر قبل از اسلام است. برای بعد از اسلام چه کار کردید؟

اسلام یک دین برتر است. من نهج البلاغه را حفظ هستم. نهج البلاغه دنیایی از ادب، فلسفه و ترتیب است. قرآن که جهانی دیگر دارد. ایران قبلا فرهنگ و هنر خودش را داشته و بعد اسلام را پذیزفته چون به فرامین و مقررات آن نیازمند بوده‌است.
حضرت محمد (ص) هم انسانی والا بوده که خداوند بر اساس توانایی‌هایش او را به پیامبری برگزید. او به امر اقتصاد در کنار تعالیم دینی توجه داشت و حج توانست از همان آغاز تا امروز وضعیت مادی و اقتصادی مکه و در نتیجه عربستان را بهبود بخشد.
اما ما در ایران تفکر اسلامی ‌را مثلا در مورد زیارت امام رضا (ع) انجام ندادیم. اسلام از اشخاصی دعوت می‌کند که به حج بیایند که استطاعت مادی داشته باشند و در نتیجه پول خرج کنند. در حالی که ما زیارت امام رضا را حج فقرا می‌نامیم و رویش تبلیغ می‌کنیم.

چرا شما که مشهدی هستید برنامه‌هایی برای مشهد ندارید؟

داشتم و دارم. از سالهای گذشته سعی داشتم کار بزرگی در مشهد انجام دهم. اما برنامه‌هایم بنا به دلایلی مورد تصویب قرار نگرفت. امروز هم برای فردوسی برنامه دارم. همین امروز با یک آلمانی معدن شناس قرار ملاقات دارم تا بزرگترین سنگ را به مشهد حمل کنیم، برای ساختن مجسمه فردوسی، کسی که زبان و هویت ایرانی را زنده نگاه داشت. امیدوارم بتوانم برنامه‌هایم را برای فردوسی به پایان برسانم و مسئولین در این امر کمک کنند.

میانه شما با روزنامه نگاران چگونه است؟

من 700 صفحه خاطره دارم. در آلمان که درس می‌خواندم برای گذران زندگی روزنامه می‌فروختم ولی بعد همان روزنامه را خریدم. از روزنامه نگاری اطلاعی نداشتم. منتقدان من این را مطرح کردند. من بهترین مفسران وخبره‌های هر بخشی را دور هم جمع کردم و از آنها آموختم و تجربه کسب کردم. اعتقاد دارم تجربه از علم و ثروت بالاتر است.

و صحبت پایانی ...

این را در سر در دفتر آلمانم نوشته ام: «حق الناس را دست نزن. مصمم باش. عاشق تصمیمت باش. آن وقت است که محال پا به فرار می‌گذارد». برخی می‌گویند خوب است آدم فقیر باشد اما سالم باشد. اما من اعتقاد دارم آدم باید هم سالم باشد و هم ثروتمند.

]]>
13- شیرین عسل 2012-05-25T16:48:14+01:00 2012-05-25T16:48:14+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/180 بیژن نجاتی ریحانی یونس ژائله این جوان فعال و پرتلاش که از حدود 15 سال پیش تولید کیک را در تبریز در کارگاهی کوچک شروع نموده است هم اکنون یکی از بزرگترین تولیدکنندگان در این عرصه در خاور میانه می باشد . ایشان به تنهایی گردش مالی حدود 300میلیارد تومان که حدود 75 میلیون دلار صادرات دارد . آماده می شود تا بازارهای اروپا ، آسیا و آفریقا را تسخیر نماید . ایشان اظهار می دارد صادرات شیرینی و شکلات دنیا 113 میلیارد دلار است که ترکیه 1میلیارد دلار آن را در اختیار دارد و ما نبایستی کمتر از ترکیه صادرات داشته با

یونس ژائله این جوان فعال و پرتلاش که از حدود 15 سال پیش تولید کیک را در تبریز در کارگاهی کوچک شروع نموده است هم اکنون یکی از بزرگترین تولیدکنندگان در این عرصه در خاور میانه می باشد . ایشان به تنهایی گردش مالی حدود 300میلیارد تومان که حدود 75 میلیون دلار صادرات دارد . آماده می شود تا بازارهای اروپا ، آسیا و آفریقا را تسخیر نماید . ایشان اظهار می دارد صادرات شیرینی و شکلات دنیا 113 میلیارد دلار است که ترکیه 1میلیارد دلار آن را در اختیار دارد و ما نبایستی کمتر از ترکیه صادرات داشته باشیم ایشان سابقه صنعت خود را 40 سال می داند و تاکید دارد که این صنعت بایستی مورد بازسازی واقع گردد تشکیل شورای صنایع غذایی را گام مثبتی می داند برای اینکه مشکلات این صنعت را به گوش مسئولان برساند . این کارآفرین فعال که خط تولید پودر کاکائو را راه اندازی کرده است یکی از مجهزترین چاپخانه ها را در اختیار دارد و کارتن مورد نیاز واحدهای تولیدی خود را نیز تولید می کند و از طرف دیگر واحد تولید رب گوجه فرنگی را نیز راه اندازی کرده است و کارخانه سالمین را نیز خریده است با فکر خوب و سازنده خود و همچنین با برنامه ریزی که انجام داده است در فکر توسعه دادن بخش توزیع کارخانه نیز می باشد . نه تنها سیستم پخش ایجاد کرده است بلکه فروشگاه های توزیع مستقیم را نیز برای محصولات شیرین عسل ایجاد کرده است . علاوه بر آن برای تربیت نیروی انسانی مرکز علمی کاربردی نیز تاسیس کرده است که به تربیت نیروی انسانی می پردازد . در بسیاری از کشورها منجمله مالزی ، آلمان و ساحل عاج و ... دارای دفتر بوده و شبکه بازرگانی موفقی برای خود ایجاد کرده است و از دیگر برنامه های این شرکت توسعه بسته بندی سایر محصولات غذایی می باشد مانند ماکارونی ، کرن فلکس و عسل و ... تا سبد غذایی کامل شیرین عسل را ایجاد کند . و بمنظور هرچه کامل تر کردن شیرین عسل گاوداری 10هزار رائسی را نیز در فکر تاسیس دارد و به این منظور حدود 60 سالن در کی از شهرهای آذربایجان شرقی ساخته است کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در تاریخ 8/9/88 از گروه صنایع غذایی شیرین عسل بازدید و این کارآفرین میهن پرست و فعال مورد تقدیر نمایندگان مجلس قرار گرفت . ]]>
36- فضل الله رضا 2012-04-07T16:22:40+01:00 2012-04-07T16:22:40+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/179 بیژن نجاتی ریحانی وی فرزند «شیخ اسدالله رضا» (روحانی و مالک) و از نبیرگان امیر «هدایت‌الله‌خان فومنی» در سال ۱۲۹۳ خورشیدی در رشت به دنیا آمد. او برادر دکتر عنایت‌الله رضا است. وی تحصیلات ابتدایی را در همان شهر به پایان برد و دیپلم را در تهران و لیسانس خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه تهران گرفت. در سال ۱۳۲۴ مدرک فوق لیسانس را از دانشگاه کلمبیا در آمریکا و دکترای خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه مؤسسه تکنولوژی نیویورک (دانشگاه نیویورک فعلی) دریافت کرد. وی پس از محمدعلی مجتهدی به عنوان دومین رئیس دانشگاه وی فرزند «شیخ اسدالله رضا» (روحانی و مالک) و از نبیرگان امیر «هدایت‌الله‌خان فومنی» در سال ۱۲۹۳ خورشیدی در رشت به دنیا آمد. او برادر دکتر عنایت‌الله رضا است. وی تحصیلات ابتدایی را در همان شهر به پایان برد و دیپلم را در تهران و لیسانس خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه تهران گرفت. در سال ۱۳۲۴ مدرک فوق لیسانس را از دانشگاه کلمبیا در آمریکا و دکترای خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه مؤسسه تکنولوژی نیویورک (دانشگاه نیویورک فعلی) دریافت کرد. وی پس از محمدعلی مجتهدی به عنوان دومین رئیس دانشگاه صنعتی شریف  انتخاب شد.

سوابق دانشگاهی

طی سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۴ عضو گروه مهندسی برق دانشکده مهندسی دانشگاه کاتولیک آمریکا و سپس دانشگاه ام آی تی در بوستون آمریکا بود و بین سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۷ در گروه مهندسی دانشگاه سیراکیوز در ایالت نیویورک عضویت داشت. پروفسور رضا در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ استاد مهمان در دانشگاه‌های مرکزی سوییس، کپنهاک دانمارک و دانشگاه کلرادو در بولدر آمریکا و پاریس بوده است.

پروفسور رضا از سال ۱۳۵۷ تاکنون استاد دانشگاه‌های کنکوردیا در مونترئال در کبک کانادا و دانشگاه مک‌گیل مونترئال است. او همچنین رییس افتخاری کنفرانس مهندسی برق ایران، استاد افتخاری دانشگاه تربیت مدرس، رییس انجمن علمی ایرانیان در آمریکای شمالی، رییس گسترش زبان و ادب فارسی و مشاور و همکار فعال مؤسسات علمی و ادبی فراوانی بوده است. پروفسور رضا یکی از پایه‌گذاران نظریه اطلاعات و مخابرات در جهان است و تحقیقات گسترده‌ای در زمینه ظرفیت شنون و ارسال حداکثر اطلاعات در کانال‌های مخابراتی نویزدار، نظریه اطلاعات و فرایندهای تصادفی، سیستم‌های خطی آنالیز عمومی، نظریه سیستم‌ها و مدارها، نظریه کنترل سیستم‌های پویا، فضاهای خطی، انتقال و تلفات انرژی در شبکه‌های n دهانه‌ای انجام داده است. او همچنین معتقد است که نباید سنت‌های ملی و دینی را آسان از دست داد و در وضع کنونی جهان، خردگرایی به تنهایی نمی‌تواند جوامع جهان سوم را با جهش یک روزه به رده اول اقتصاد و تکنولوژی برساند.

مشاغل دولتی 

آثار علمی 

تحلیل شبکه‌های برق، تئوری اطلاعات، فضاهای خطی، برگ بی برگی، حدیث آرزومندی، مهجوری و مشتاقی، پژوهشی در اندیشه‌های فردوسی، دیده‌ها و اندیشه‌ها، نگاهی به شاهنامه، محمد اقبال، هندسه عملی و علمی و غیره

]]>
31- شرکت BLACK&DECKER 2012-02-03T19:56:00+01:00 2012-02-03T19:56:00+01:00 tag:http://fardaybehtar.mihanblog.com/post/178 بیژن نجاتی ریحانی بلک اند دکر، اصلی‌ترین برند لوازم‌خانگی بلک اند دکر در بازار لوازم برقی و لوازم یدکی در‌ایالات متحده پیشرو است و بیشترین نوآوری را در زمان‌های پس از جنگ جهانی دوم داشته است. اصلی‌ترین برندهای لوازم‌خانگی‌این شرکت بلک اند دکر و دیوالت است.‌این شرکت همچنین یکی از مهم‌ترین شرکت‌های تولید لوازم چمنزنی و باغبانی برقی، قفل‌های‌ایمنی(تحت نام‌های ویکست، بالدوین و ویسر)، محصولات تزئینی و عمومی(تحت نام بالدوین) و سیستم‌های مونتاژ(تحت نام امهار بلک اند دکر، اصلی‌ترین برند لوازم‌خانگی
بلک اند دکر در بازار لوازم برقی و لوازم یدکی در‌ایالات متحده پیشرو است و بیشترین نوآوری را در زمان‌های پس از جنگ جهانی دوم داشته است. اصلی‌ترین برندهای لوازم‌خانگی‌این شرکت بلک اند دکر و دیوالت است.
‌این شرکت همچنین یکی از مهم‌ترین شرکت‌های تولید لوازم چمنزنی و باغبانی برقی، قفل‌های‌ایمنی(تحت نام‌های ویکست، بالدوین و ویسر)، محصولات تزئینی و عمومی(تحت نام بالدوین) و سیستم‌های مونتاژ(تحت نام امهارت) می‌باشد. محصولات بلک اند دکرB&D در بیش از 100 کشور فروخته می‌شوند و در 36 کارخانه تولید می‌شوند که 18کارخانه در‌ایالات متحده واقع است و 18 کارخانه در کشورهای دیگر نظیر برزیل، چین، جمهوری چک، آلمان،‌ایتالیا، ژاپن، مکزیک و بریتانیا.
«آلونزو جی. دکر» و «اس. دوکان بلک» که هر دو مهندسان طراحی صنعتی بودند، بلک اند دکر را در سپتامبر 1910 راه‌اندازی نمودند. با 600 دلاری که از فروش ماشین دست‌دوم بلک به دست آمد و مقدار 1200 دلار وام، آنها مغازه‌ای را برای فروش ماشین‌آلات، در مرکز خریدی واقع در بالتیمور در‌ایالت مریلند اجاره کردند و بلک مدیرعامل شد. در اولین سال آنها برای تولید ماشین آلاتی قرارداد می‌بستند که قبلا توسط شرکت‌های دیگر تولید شده بود و به فروش می رسید.
در سال 1916 بلک اند دکر، خود شروع به ساخت لوازم برقی نمود. لوازم برقی تولید آلمان که در آن زمان در دسترس بود، سنگین و استفاده از آنها سخت بود به همین دلیل بازار خوبی نداشتند. B&D موتور الکتریکی تولید نمود که با جریان برق مستقیم و متناوب کار می‌کرد. اولین دستگاه نوآوری‌های زیادی داشت و دریلی قابل حمل با قطر مته 5/0‌اینچ بود که سوئیچ مورد استفاده در آن از آن پس در همه نمونه‌های دیگر به کار گرفته شد. وزن‌این دریل در مقایسه با سایر نمونه‌های موجود در بازار سبک بود و با قیمت 230دلار فروخته می‌شد. در سال 1917 شرکت به دلیل طراحی‌این سوئیچ جایزه دریافت کرد و‌این طراحی به نام شرکت به ثبت رسید. در سال 1918 فروش به یک میلیون دلار رسید. پس از جنگ جهانی اول لوازم الکتریکی قابل حمل بیشتری نظیر پیچ‌گوشتی، آسیاب و دریل با قطرهای متفاوت به بازار معرفی شدند. کارخانه‌‌هایی هم برای تولید در توسان ساخته شد و برای‌اینکه شرکت بتواند از عهده پاسخ به نیازها برآید،‌این بخش را تا سال 1927 سه‌بار توسعه داد.
بلک اند دکر از نیروی کار پرتوانی برخوردار بود که محصولات را براساس نیاز مشتریان تولید می‌کردند. اولین دفتر خدمات پس از فروش شرکت در سال 1918 در نیویورک تاسیس شد. همچنین کلاس‌های آموزشی برای توزیع‌کنندگان برگزار می‌شد که روش‌های استفاده از وسایل و روش‌های فروش را به آنها آموزش می‌داد.
با موفقیت‌های اولیه دامنه تولید B&D به خارج از مرزهای آمریکا گسترش یافت و کانادا اولین کشوری بود که در سال 1922 در آن تولید محصولات آغاز شد. سه سال بعد در لندن زیرمجموعه‌هایی راه اندازی شد. در سال 1929 شعبه‌ای در استرالیا تاسیس شد و در سال 1939 لندن پذیرای تولید محصولات B&D شد.
سپس B&D شروع به افزایش قدرت خود از طریق تصاحب دیگر شرکت‌ها نمود. در سال 1926 شرکت «مارشک‌ایندیاناپلیس» که تولیدکننده انواع آسیاب بود تصاحب شد، دو سال بعد «ون دورن الکتریک اوهایو» تصاحب شد و در سال 1927 سهام شرکت عرضه عمومی شد. اما‌این شرکت هم مثل سایر شرکت‌ها در بحران مالی سال 1936 وضعیت نامناسبی پیدا کرد. به‌رغم اخراج تعداد زیادی از کارگران که پسر دکر هم جزو آنها بود باز هم شرکت به سوی ورشکستگی رفت، اما برخی کارگران با وجود‌اینکه شرکت نمی‌توانست پولی به آنها پرداخت نماید به دلیل وفاداری خود شروع به کار کردند و مقدار سرمایه‌گذاری خارجی باعث به حرکت درآمدن چرخ‌های شرکت شد و شرکت تولید محصولات جدید را آغاز نمود. زمانی که آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شد، B&D تولید برخی لوازم مانند فیوز را که مورد نیاز جنگ بود به محصولات خود افزود. در سال 1946 اولین سری لوازم برقی که لوازم مورد نیاز در خانه شامل بسته‌ای از مته‌های مختلف برای دریل و لوازم جانبی بود و قیمت کمی داشت، به بازار عرضه شد. در سال 1949 لوازم دیگری مانند اره‌های گرد به‌این سبد محصول اضافه شد. شرکت برای استفاده‌کنندگان حرفه‌ای از محصولات نیز بازاریابی خاصی داشت.
در دهه‌های 1950 و 1960 شرکت به گسترش فعالیت‌های خارجی خود که در دهه 1920 آغاز شده بود پرداخت. با‌اینکه افراد در شرکت تغییر کرده بودند ولی مدیریت اصلی توسط خانواده‌های بلک و دکر در‌این دو دهه انجام می‌شد. در سال 1960 پسر دکر به نام آلوزون مدیرعامل شرکت شد.
در دهه 1950 شرکت تنها 20درصد از سهم بازار را داشت پس تصمیم گرفت که محصولات جدید تولید نماید، به همین منظور در سال 1959 شرکت مسترنیوماتیک تولز اوهایو که ابزار بادی قابل حمل تولید می‌کرد تصاحب شد. در‌این دهه شرکت تولید محصولات باغبانی را هم به سبد محصولات خود افزود و اولین دستگاه چمنزنی برقی در سال 1966 به بازار معرفی شد. فروش در سال 1964 به رقم 100 میلیون دلار، در سال 1969 به رقم 200 میلیون دلار و در سال 1974 به رقم 500 میلیون دلار رسید و برای پاسخگویی به نیازها، دو کارخانه جدید در شمال کالیفرنیا و تورنتو راه‌اندازی شد.
در سال 1975 آلوزون دکر بازنشسته شد و فرانسیس لوزیر به عنوان مدیرعامل انتخاب گردید. در سال 1983 مدیرعامل تغییر کرد و فردی به نام لورانی فرلی با هدف جهانی سازی وارد شرکت شد. او کارخانه‌هایی را در کشورهای مختلف تعطیل نمود و در سال 1985 تغییر ساختار سازمانی انجام شد و برند تمامی محصولات تولیدی به بلک اند دکر تغییر یافت.
]]>