بسوی فردا

37-آلیا صبور

آلیا صبور شهروند امریکایی ایرانی الاصل است که تمام وقت در دانشگاه نیویورک تدریس می کند و به عنوان یک نابغه نام خود را به عنوان جوان ترین استاد دانشگاه جهان در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده است.

 

به گزارش بانکی دات آی آر، این دختر نابغه زادهٔ ۲۲ فوریه ۱۹۸۹ برابر با سوم اسفند ۱۳۶۷ خورشیدی در نیویورک است.

آلیا در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد و از کلاس چهارم ابتدایی به کالج رفت تا در سطح کارشناسی، ریاضیات کاربردی بخواند.

 

 

وی در سن ۱۰ سالگی در دانشگاه استونی بروک ثبت نام کرد و توانست در سن ۱۴ سالگی با بالاترین نمره سوما کوم لائوده در رشته ریاضیات کاربردی فارغ التحصیل شده و وارد دانشگاه درکسل بشود.

آلیا مدرک فوق لیسانس خود را از دانشگاه درکسل در رشته متالوژی گرفت و جایگاهی موقت در دانشگاه کونکاک کره جنوبی بدست آورد، اما پس از یکسال آن را رها کرد.

 

وی دلیل رها کردن جایگاه خود در دانشگاه کره ای را مشکل صحبت کردن به زبان کره ای اعلام کرده است.

او در ۱۸ سالگی مدرک دکترای خود را از دپارتمان تکنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه کانکوک سئول دریافت کرد و جوان ترین فردی بود که وارد دوره فلوشیپ پس از دکتری شد.

او نشانگرهای سلولی خاصی را بر اساس تکنولوژی نانولوله ها ابداع کرد که در تحقیقات پزشکی کاربرد زیادی دارد.

 

 

آلیا همچنین دستی در موسیقی هم دارد. او 11 سال بیشتر نداشت که به عنوان عضو ارکستر سمفونی راک لند به اجرای قره نی پرداخت.

آلیا در حال حاضر ریاضی و فیزیک در دانشگاه جنوبی ایالت نیواورلند تدریس می کند.

 

 

صبور، اولین شهروند امریكایی است كه رتبه اولین و جوان ترین پرفسور زن را در تاریخ امریكا دارا است. ركوردار قبلی جوان ترین پرفسور دانشگاه متعلق به فیزیكدان اسكاتلندی كولین مك لورین است كه در سال 1717 در سن 19 سال و 7 ماهگی این رتبه علمی را کسب کرده بود.

کولین مک لورین اسکاتلندی شاگرد اسحاق نیوتون بود و آلیا با شکست رکورد این دانشمند اسکاتلندی، به سلطه 291 ساله این اسکاتلندی پایان داد.


37- رضا دقتی

رضا دقتی
زادروز ۱۳۳۳
ایران، تبریز
پیشه عکاس فتوژورنالیست
جایزه‌ها

دریافت جایزهٔ لسی [۱]

و دریافت نشان شوالیه ملی لیاقت کشور فرانسه

رضا دقتی (۱۳۳۳ در تبریزفتوژورنالیست فرانسوی ایرانی تبار نشریه نشنال جئوگرافی است که در دنیا او را با نام رضا می‌شناسند.رضا از ۱۴ سالگی عکاسی را خودآموز یادگرفته‌است. وی همچنین از دانشگاه تهران فارغ التحصیل رشته معماری است.[۲]



زندگی حرفه‌ای

Reza - Afghanistan, 1985.png

رضا پیش از انقلاب بیشتر به عکاسی معماری مشغول بوده اما با شروع درگیری‌های انقلاب ۱۳۵۷ ایران، وی به عکاسی خبری روی آورد. دقتی از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰، مجموعه‌ای از تحولات پس از انقلاب و درگیری‌ها و کشتار در ترکمن صحرا و کردستان تهیه کرد. عدم سازگاری عکس‌های او با خواست حکومت توتالیتر اسلامی ایران، رضا را مجبور به ترک ایران و مهاجرت به اروپا برای همیشه کرد.[۳] رضا پس از آن به در مجله نیوزویک به‌عنوان خبرنگار بخش خاورمیانه در فاصله سال‌های ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۷ فعالیت کرد. اولین گزارش رضا برای نشریه نشنال جئوگرافی، در سال ۱۳۷۲ با عنوان «قاهره، قلب خروشان مصر» منتشر شد.[۴] در حال حاضر او با این مجله نامدار همکاری می‌کند و تا کنون بیش از صد کشور را تحت پوشش مطبوعاتی قرار داده است. گزارش‌های او بازگو کنندهٔ جنگ‌ها، انقلاب‌ها و مصائب انسانهاست.[۵] شاید هیچ خبرنگاری در دنیا به اندازه رضا در صحنه‌های جنگ حضور مستقیم نداشته است.[۶]

رضا دقتی همواره تصویر را به عنوان وسیله‌ای برای پیشبرد اهداف انسان دوستانه و مبارزات خود برعلیه استبداد به کار گرفته است. وی در سال ۱۹۹۰، پس از عقب نشینی شوروی از افغانستان، مسئولیت پخش کمکهای جامعه بین‌الملل را از طرف سازمان ملل متحد پذیرفت و به‌دنبال این تجربه بنیاد فرهنگی آیینه را در سال ۲۰۰۱ در کابل تأسیس کرد. در «بنیاد فرهنگی آیینه» تاکنون صدها تن از دختران و پسران افغان در رشته‌های روزنامه نگاری، عکاسی، فیلم برداری وطراحی تحت نظر اودر بالاترین سطح حرفه‌ای آموزش یافته و جذب دنیای کار حرفه‌ای در سطح بین‌المللی شده‌اند.[۷]

دریافت نشان شوالیه ملی لیاقت در فرانسه

روز ۱۳ ماه می۲۰۰۵، وزارت امور خارجه فرانسه در نامه‌ای رسمی اعلام کرد که به پاس خدمات رضا دقتی، عکاس و خبرنگار ایرانی برای احیای مطبوعات آزاد، اشاعه آزادی بیان دردنیا، مبارزه برای احیای حقوق کودکان و مبارزه بر علیه استبداد، رئیس جمهور این کشور او را به مقام افتخاری شوالیه ملی لیاقت منسوب و به دریافت نشان شوالیه ملی لیاقت مفتخر کرده‌است.[۸]

مراسم اعطاء مدال ملی لیاقت فرانسه به رضا دقتی از سوی دولت این کشور دوم نوامبر ۲۰۰۵ با حضور رییس و چند تن از سناتورهای مجلس سنای فرانسه، رسانه‌های خبری، اندیشمندان ایرانی، افغان و فرانسوی برگزار شد. مدال ملی لیاقت فرانسه بالاترین نشان کشور فرانسه‌است و به کسانی اعطا می‌شود که در راه اهداف انساندوستانه و اعتلای این فرهنگ تلاش کرده‌اند. رضا دقتی اولین ایرانی است که به دریافت این نشان نایل آمده‌است.


36- فضل الله رضا

وی فرزند «شیخ اسدالله رضا» (روحانی و مالک) و از نبیرگان امیر «هدایت‌الله‌خان فومنی» در سال ۱۲۹۳ خورشیدی در رشت به دنیا آمد. او برادر دکتر عنایت‌الله رضا است. وی تحصیلات ابتدایی را در همان شهر به پایان برد و دیپلم را در تهران و لیسانس خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه تهران گرفت. در سال ۱۳۲۴ مدرک فوق لیسانس را از دانشگاه کلمبیا در آمریکا و دکترای خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه مؤسسه تکنولوژی نیویورک (دانشگاه نیویورک فعلی) دریافت کرد. وی پس از محمدعلی مجتهدی به عنوان دومین رئیس دانشگاه صنعتی شریف  انتخاب شد.

سوابق دانشگاهی

طی سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۴ عضو گروه مهندسی برق دانشکده مهندسی دانشگاه کاتولیک آمریکا و سپس دانشگاه ام آی تی در بوستون آمریکا بود و بین سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۷ در گروه مهندسی دانشگاه سیراکیوز در ایالت نیویورک عضویت داشت. پروفسور رضا در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۳ استاد مهمان در دانشگاه‌های مرکزی سوییس، کپنهاک دانمارک و دانشگاه کلرادو در بولدر آمریکا و پاریس بوده است.

پروفسور رضا از سال ۱۳۵۷ تاکنون استاد دانشگاه‌های کنکوردیا در مونترئال در کبک کانادا و دانشگاه مک‌گیل مونترئال است. او همچنین رییس افتخاری کنفرانس مهندسی برق ایران، استاد افتخاری دانشگاه تربیت مدرس، رییس انجمن علمی ایرانیان در آمریکای شمالی، رییس گسترش زبان و ادب فارسی و مشاور و همکار فعال مؤسسات علمی و ادبی فراوانی بوده است. پروفسور رضا یکی از پایه‌گذاران نظریه اطلاعات و مخابرات در جهان است و تحقیقات گسترده‌ای در زمینه ظرفیت شنون و ارسال حداکثر اطلاعات در کانال‌های مخابراتی نویزدار، نظریه اطلاعات و فرایندهای تصادفی، سیستم‌های خطی آنالیز عمومی، نظریه سیستم‌ها و مدارها، نظریه کنترل سیستم‌های پویا، فضاهای خطی، انتقال و تلفات انرژی در شبکه‌های n دهانه‌ای انجام داده است. او همچنین معتقد است که نباید سنت‌های ملی و دینی را آسان از دست داد و در وضع کنونی جهان، خردگرایی به تنهایی نمی‌تواند جوامع جهان سوم را با جهش یک روزه به رده اول اقتصاد و تکنولوژی برساند.

مشاغل دولتی 

آثار علمی 

تحلیل شبکه‌های برق، تئوری اطلاعات، فضاهای خطی، برگ بی برگی، حدیث آرزومندی، مهجوری و مشتاقی، پژوهشی در اندیشه‌های فردوسی، دیده‌ها و اندیشه‌ها، نگاهی به شاهنامه، محمد اقبال، هندسه عملی و علمی و غیره


35- ترانه رضوی

روزی كه از پزشك گوگل تقاضای مصاحبه كردم با مهربانی پذیرفت اما هنگام تعطیلات كریسمس بود و باید منتظر مسئولان گوگل می‌ماندیم تا اجازه مصاحبه بدهند. سر انجام اجازه دادند تا این كه سوالاتم را با ایمیل فرستادم. مدت زمان زیادی طول كشید تا خانم ترانه رضوی به سوال‌ها جواب داد. او در پاسخ نوشته بود:" من در روز 14 ساعت كار می‌كنم و این ماه آخر بیشتر از حد معمول بود"

برای ما كه از دور چیزهایی راجع به گوگل شنیده‌ایم شاید 14 ساعت كار مفید كمی عجیب به نظر برسد. شاید هم رسانه‌ها بیش از حد در مورد راحتی كاركنان گوگل مبالغه می‌كنند. تصور ما از كار كردن در گوگل لم دادن بر روی كاناپه‌های نرم، بازی در مجموعه ‌ورزشی گوگل، دریافت سهام گوگل و داشتن یك قطعه زمین در جزیره‌ای است كه می‌گویند گوگل همه آن را خریده است.

اما در گوگل در مقابل كار زیاد، رفاه و تفریح هم وجود دارد. گوگل به كارمندانش هم امكانات می‌دهد و هم به درستی از آنها استفاده می‌كند. خانم ترانه رضوی پزشك گوگل است. این اولین مصاحبه‌ای است كه یك رسانه داخلی با پزشك گوگل ترتیب داده است. با پزشك گوگل بیش از آنكه در مورد فناوری گفتگو كنیم در مورد امكانات داخلی گوگل صحبت كرده‌ایم.

دکتر رضوی در مورد آغاز به کار خود در گوگل می‌گوید:

چهار سال پیش، زمانی‌که گوگل هنوز شرکت نام‌دار و بزرگی نبود، بنیان‌گذارش، ”لری“ و ”سرگی“ تصمیم گرفتند که برای کارکنانشان به غیر از کارهای شرکتی، خدمات دیگری آماده کنند. این دو شخص واقعاً ایده‌های جالبی دارند. به‌طور مثال این فکر رو داشتند که یک پزشک به‌طور مداوم در شرکت باشد و سلامت کارکنان رو زیر نظر بگیرد. من جذب ایده‌های این دو شخص شدم و تصمیم گرفتم به‌صورت موقتی در این شرکت کار کنم. وقتی کارم را در این شرکت شروع کردم، به‌خاطر فضای کوچک شرکت، مطب من در یک کمد بود! اما از ابتدا دیدم که کارم می‌تواند خیلی مفید باشد. کسانی که با کامپیوتر کار می‌کنند، معمولاً ناراحتی‌هائی مثل دست، شانه و مچ پیدا می‌کنند و خیلی مهم است که از لحاظ فیزیولوژی کامپیوتر درست روی میز قرار بگیرد و فاصله مناسبی هم با شخص داشته باشد. مخصوصاً برای کسانی که در روز 12 تا 13 ساعت با کامپیوتر کار می‌کنند. البته ما بعد از یک مدت توانستیم این مشکل رو در شرکت گوگل حل کنیم. جوانان حدود 20 ساله معمولاً دکتر نمی‌روند. اما چون من اون‌جا بودم و دیدن من هم براشون راحت بود، می‌آمدند و من اونها رو معاینه می‌کردم. حتی بعضی‌هاشون یک‌سری ناراحتی داشتند که شاید با نرفتن دکتر تا چندین سال تشخیص داده نمی‌شد.

 چه‌چیزی درباره سوال‌ها برای شما جالبه؟

دکتر ترانه رضوی: این‌که کارکنان گوگل خیلی دقیق هستند و در زمان شنیدن بیماری و یا علت اون‌ها، باید باهاشون چونه زد! از این نظر که سئوالی می‌پرسند، جواب ساده‌ای رو قبول نمی‌کنند و اکثراً دلیل، سند و حتی انتشارهای تحقیقی می‌خواهند!

روی هم رفته آیا کارکنان گوگل سالم و سلامتند؟

دکتر ترانه رضوی: بله. البته سن‌های کامندان گوگل اکثراً بین 20 تا 30 سال هست. ولی باید همیشه به این‌ها یادآوری کنم. چون اکثراً غرق در کار می‌شن و چیزهای دیگه رو فراموش می‌کنند.

توصیه شما به‌عنوان یک دکتر، به این نوع افراد که ساعت‌ها پشت کامپیوتر می‌نشینند چیه؟

دکتر ترانه رضوی: این روزها مردم خیلی بیشتر از اون چیزی که باید بر روی خوشون فشار میارن و من باید بگم که نگران همه هستم. آموزش بهداشتی باید از اول کار شروع بشه. چیزهای ساده مثل تغذیه و ورزش. اما برای کسانی که با کامپیوتر کار می‌کنند، توصیه من اینه که هر یک ساعت، از پشت کامپیوتر بلند بشوند و دست و پاهاشون رو دراز بکنند و دو دقیقه نفس عمیق بکشند. توصیه دیگه از لحاظ ورزشی اینه که حداقل در روز شش هزار قدم و در حالت ایده‌آل ده هزار قدم راه بروند! و در آخر این‌که در روز حداقل بین پنج تا شش برش میوه یا سبزیجات بخورند. چون میوه و سبزیجات معمولاً جزو تغذیه این افراد نیست.

چگونه وارد گوگل شدید؟ این شرکت در انتخاب کارمندانش بسیار سخت گیر است؟

دکتر ترانه رضوی: بله بسیار سخت می گیرند. در سال یك میلیون تقاضا برای كار در شركت گوگل وجود دارد كه باید از چند آزمون عبور كنند و از این تعداد متقاضی فقط تعداد اندكی استخدام می‌شوند. اما از من برای كار در گوگل دعوت شد و برای من بسیار راحت بود.

كار شما در شركت گوگل دقیقا چیست؟

دکتر ترانه رضوی: بسیاری از كسانی كه در گوگل كار می‌كنند به علت كار زیاد با رایانه ممكن است دچار مشكلات مختلفی شوند، آنها بدون آنكه بدانند مثلا ممكن است بعضی اوقات فشار خونشان بالا برود، بنابراین به جای اینكه بیرون از شركت به یك مطب بروند، به من مراجعه می‌كنند. یكی دیگر از مسئولیت‌های من نظارت بر تغذیه كارمندان است. در گوگل چند آشپز حرفه‌ای وجود دارد. كافی‌شاپ‌های متعددی هم داخل شركت وجود دارد. همه آنها روی غذای سالم با افزودنی‌های كمتر و نمك كمتر تمركز دارند. یك متخصص تغذیه هم وجود دارد كه با او گاهی فهرست منوها را بررسی می‌كنیم. فكر می‌كنم كه كار زیاد برای سلامتی زیان‌آور است و باعث زندگی بی‌تحرك می‌شود، بنابراین من اینجا هستم تا اقدامات پیشگیرانه را انجام دهم.

 ظاهرا شما و آقای امیدكردستانی ازمعدود ایرانیانی هستید که برای گوگل کار می کنید.

دکتر ترانه رضوی: خیر من شاید هفتمین یا هشتمین ایرانی باشم كه در شركت گوگل كار می‌كنم.

دو سال پیش خبری راجع به خریداری یک جزیره برای کارمندان منتشر شد آیا شما به این جزیره رفته اید؟

دکتر ترانه رضوی: تا جایی كه من می دانم چنین چیزی وجود ندارد.
 

کسانی که با رایانه کار می کنند چه مسائلی را باید رعایت کنند تا از بیماری‌ها جلوگیری کنند؟

دکتر ترانه رضوی:  از همه لحاظ باید مواظب باشند چون خیلی سخت كار می‌كنند و ساعت‌ها پشت رایانه نشسته‌اند. از تعذیه و ورزش مناسب گرفته تا مسائلی كه بر اثر كار زیاد با رایانه به وجود می‌آید واز همچنین فشار روحی و فشارخون كه تبعات استفاده زیاد از رایانه است.
 

درباره وبلاگ‌نویسی خودتان بگویید که چه زمانی شروع کردید و چرا؟

دکتر ترانه رضوی: راستش از گوگل ممنون هستم كه مرا با وبلاگ به هموطنانم متصل كرد. مثل این است كه یك آرزو برای من برآورده باشد. روزانه نامه‌های محبت آمیز از طرف ایرانیان دریافت می‌كنم كه مدیون كار كردن در گوگل هستم.

شنیده شده كه آقای سرگئی برین به شما گفته اند كه وبلاگ بنویسید؟

دکتر ترانه رضوی: بله به من توصیه كردند كه وبلاگ بنویسم. چون با ایمیل برای كاركنان مطالب پزشكی می‌فرستادم و آنها گفتند كه این مطالب خیلی مفید هستند. پس چرا كسانی كه خارج از شركت شركت هستند از آن استفاده نكنند. در ابتدا نوشته‌هایم در وبلاگ اصلی رسمی گوگل، منتشر می‌شد ولی من شروع به نوشتن پست‌های بیشتری كردم و وبلاگم را تحت نام خودم شروع كردم.

 آیا تا به حال مدیران گوگل در مورد وبلاگستان فارسی وگسترش اینترنت در ایران به شما نکته‌ای گفته اند؟

دکتر ترانه رضوی: در مورد این نكته اجازه ندارم كه جواب بدهم اما می‌توانم بگویم كه در صحبت‌هایی كه پیش آمده فكر می‌كنند كه مردم ایران در استفاده از اینترنت بسیار باهوش هستند. باید بگویم كه این باعث افتخارم هست كه اینها را می‌شنوم.

 موتور جستجوی گوگل محبوبترین موتور جستجوی ایرانیان است. فکر می‌کنید دلیلش چیست؟

در آمریكا هم محبوبترین موتور جستجو گوگل است كه فكر می كنم به خاطر كارایی بالای آن باشد
منبع: اعتماد


34- سالار كمانگیر

سالار كمانگر مدیر عامل سایت Youtube
سالار کمانگر متولد ۱۳۵۵ توانست در عرض ۷ سال به یکی از کارکنان کلیدی شرکت گوگل مبدل شود. در میان موفقیت‌های وی در این شرکت می‌توان به نوشتن نخستین پلان تجارتی ومشارکت در طراحی سیستم آگهی‌های گوگل Adwords اشاره کرد.سیستم آگهی‌های کلمه‌ای هوشمند گوگل ، یکی از رموز موفقیت تجاری این شرکت بوده است. او هم اکنون مدیرعامل یوتیوب و یکی از جوانترین مدیران گوگل است. او فارغ‌التحصیل رشته بیولوژی از دانشگاه استنفورد است. در حال حاضر سایت یوتیوب بزرگترین سایت اشتراک گذاری ویدئو در جهان است.


33 -نادر جلیلی





دكتر نادر جلیلی، استاد دانشگاه كلمسون آمریكا و مدیر تحقیقاتی آزمایشگاه مواد هوشمند و نانو این دانشگاه است. او می‌گوید: من در آبان 1349 در یك خانواده فرهنگی متولد شدم. در سال 1367 در رشته مهندسی مكانیك با گرایش جامدات در دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شدم و4 سال بعد با درجه عالی در تمام گرایشات فارغ‌التحصیل شدم و همان سال به‌عنوان دانشجوی برتر مهندسی مكانیك از ریاست‌جمهوری وقت (هاشمی رفسنجانی) جایزه گرفتم.
در آزمون كارشناسی‌ارشد با رتبه یك رقمی در همین دانشگاه در رشته مهندسی مكانیك گرایش طراحی كاربردی قبول شدم و در سال 74 با درجه عالی و به‌عنوان شاگرد اول دانشكده مكانیك و شاگرد دوم دانشگاه در مقطع كارشناسی ارشد، مدرك خود را اخذ كردم و به همین دلیل از وزیر علوم وقت نیز (دكتر معین) جایزه نفیس دیگری دریافت كردم و به خاطر علاقه به این رشته و پشتكار زیاد از یكی از دانشگاه‌های آمریكا با بورس كامل در مقطع دكترا پذیرفته شدم و مهندسی مكانیك را ادامه دادم و در1997 میلادی (دی‌ماه 1377) موفق به اخذ مدرك دكترا با درجه ممتاز a+ شدم و بلافاصله در دانشگاه ایالتی ایلینویز به‌عنوان استاد‌یار آموزشی دانشكده مهندسی مكانیك در سن 25 سالگی به‌كارگرفته شدم. پس از یك سال و نیم و به‌دلیل موفقیت‌های علمی كسب شده به دانشگاه كلمسون آمدم و هم‌اكنون دانشیار دانشكده مهندسی مكانیك و رئیس گروه دینامیك و كنترل دانشكده و مدیر تحقیقاتی آزمایشگاه مواد هوشمند و نانو هستم.

در حال حاضر روی چه پروژه‌ای در حال كار هستید؟ درباره نتایج آن توضیح بفرمایید.


من به‌طور تخصصی روی مواد هوشمند كار می‌كنم. از چند سال پیش فعالیت اصلی من بر مطالعه و تحقیق روی این مواد متمركز بوده است. این تحقیقات و دستاورد‌های حاصل از آن در تشخیص بسیاری از مواد شیمیایی و بیولوژیكی مانند باكتری‌ها، ویروس‌ها و حتی DNA كاربرد وسیعی دارد. ما با استفاده از مهندسی مكانیك و بهره‌گیری از روش‌های فوق پیشرفته آنالیز ارتعاشاتی و كنترل این مواد می‌توانیم ذرات بسیار كوچك را تشخیص دهیم كه این ذرات می‌تواند طیف وسیعی از باكتری‌ها مانند ایكلای باشد كه در مواد غذایی و روده انسان به‌وفور یافت می‌شود.

همچنین در حال حاضر مشغول انجام تحقیقاتی هستیم تا این مواد و ربات‌های بسیار كوچك را با دقت كنترل كنیم و از آنها در جابه‌جایی DNA و حتی تغییر ماهیت آن و در نتیجه تغییر ماهیت سلولی استفاده كنیم. ما در آینده نزدیك با استفاده از ربات‌های بسیار كوچك در ابعادی حدود یك‌هزارم قطر موی انسان كه با چشم غیرمسلح قابل مشاهده نیستند و فرستادن آنها به داخل بدن و كنترل دقیق آنها از خارج از بدن انسان، قادر خواهیم بود
جراحی‌های فوق‌العاده مهم و پیشرفته را بدون بازكردن محل جراحی با موفقیت انجام دهیم و آنها را در جراحی‌هایی مانند باز كردن رگ‌های قلب و حتی خُردكردن برخی تومور‌ها مانند تومور مغزی به كار بگیریم. بنابراین بیشترین كاربرد نتایج پروژه من در پزشكی است ولی هم‌اكنون بخش اصلی پایه‌ای تحقیق یعنی درك و فهم رفتار‌های مواد هوشمند در حال انجام است تا با كنترل دقیق حركت، آنها در همان مسیری حركت كنند كه مد نظر ما است وهمان كاری را در آن نقطه به‌خصوص انجام دهند كه ما می‌خواهیم و این مهم‌ترین بخش كار است كه نیاز به تحقیق زیادی در زمینه مهندسی مكانیك هم از لحاظ دینامیك مواد و هم كنترل آنها دارد.

شما قرار است در یك كنفرانس بین‌المللی در تهران صحبت كنید، سخنرانی شما در باره چه موضوعی است؟


در27 اردیبهشت ماه امسال هفدهمین كنفرانس سالانه بین‌المللی مؤسسه مكانیك كه در دانشگاه تهران برگزار می‌شود من به‌عنوان سخنران كلیدی درباره ماهیت و چگونگی جابه‌جایی و حركت مواد هوشمند در ابعاد نانو صحبت خواهم كرد.


مواد هوشمند چیست؛ چرا با اینكه توسط انسان كنترل می‌شوند به این مواد هوشمند می‌گویند؟

مواد هوشمند به موادی اطلاق می‌شود كه بتوانند به تحریك‌های خارجی مثل میدان‌های الكتریكی پاسخ‌دهند به‌طوری كه ما بتوانیم با استفاده از این پاسخ‌ها رازهای نهفته درون آنها را كشف كنیم. بنابر این، این مواد قابلیت شناسایی تحریكات خارجی را دارند؛ عاملی كه باعث می‌شود اینها به تحریك‌های خارجی پاسخ دهند جفت كردن میدان‌های مختلف مثل میدان الكتریكی، مغناطیسی و مكانیكی است.

ساختار كریستالی این مواد به‌گونه‌ای است كه نیروی وارد شده از طرف یك میدان خارجی باعث تغییر شكل و ایجاد میدان الكتریكی توسط ساختار كریستالی جدید می‌شود، این میدان الكتریكی جریان الكتریكی را به‌وجود می‌آورد كه به‌عنوان پاسخ این مواد قابل مشاهده است. بنابراین به این مواد هوشمند می‌گویند؛ چون در برابر نیروی وارده از طرف ما، جواب مناسبی می‌دهند یا به زبان خود با ما سخن می‌گویند. تفاوتی كه این مواد با بقیه مواد (غیرهوشمند) دارند این است كه در این مواد به نوعی هوشمندی طبیعی نهفته است كه می‌توانند مثل موجود زنده به تحریك خارجی پاسخ مناسب بدهند.
همانطور كه اگر شما بخواهید یك موجود زنده را وادار به حركت كنید عكس‌العمل نشان می‌دهد و حتی مقاومت می‌كند، این مواد هم در برابر تحریكات خارجی وارد شده (كه به‌صورت مكانیكی، مغناطیسی و الكتریكی است) واكنش‌های مناسبی از خود بروز می‌دهند. این مواد با تبدیل 2میدان مختلف مكانیكی و مغناطیسی به میدان الكتریكی پاسخ و واكنش خود را در برابر تحریكات به ما نشان می‌دهند و این پاسخ معمولا به‌صورت تغییر و جابه‌جایی یا ایجاد جریان الكتریكی است كه ما می‌توانیم با اندازه‌گیری میزان جابه‌جایی یا جریان الكتریكی یا میزان خمیدگی آنها بفهمیم این مواد چه میزان حركت كرده‌اند و میزان پاسخ آنها چه مقدار بوده است. تحلیل و پردازش این اطلاعات می‌تواند به ما كمك كند تغییر و جابه‌جایی آنها را به‌صورت كنترل شده و مورد دلخواه انجام دهیم.
مواد هوشمند شامل 3بخش اصلی است:1- سنسور یا حسگر كه تحریك را حس می‌كند 2- بخش عملگر یا اكتیوژن كه می‌تواند حركت را انجام دهد 3- بخش مهم آنكه پردازشگر است و مغز مواد هوشمند را تشكیل می‌دهد كه با پردازش عملكرد بخش حسگر و عملگر، هماهنگی مناسبی را از نظر كارایی برای آنها رقم می‌زند.

یعنی این مواد بطور طبیعی دارای حافظه هستند؟


حافظه پردازشگر در خود این مواد نهفته است. كوارتزها از جمله این مواد هستنند كه خواص آنها بیش از 2قرن پیش شناخته شد ولی تا‌كنون در زمینه كاربردی كردن آنها كار زیادی صورت نگرفته است. چون این مواد در ابعاد بسیار كوچك و نانو هستند. آلیاژهای مثبت نیز جزء مواد هوشمند محسوب می‌شوند؛ زیرا با تغییر حرارت می‌توانند تغییر شكل بدهند و این ویژگی كاربردهای زیادی در دانش‌های مختلف دارد. اینها موادی هستند كه حافظه دارند و می‌توانند زمان تحریك وارد شده و نیز زمان تغییرحركت صورت گرفته خود را به نوعی ثبت و نگهداری كنند وما با استفاده ازتحلیل این حافظه می‌توانیم رفتار آنها را كشف كنیم و در دانشی مانند پزشكی به كار بگیریم؛ یعنی همان كاری كه در قالب یك پروژه بزرگ تحقیقاتی به من سپرده شده است تا با مطالعه رفتار این مواد، آنها را به خدمت انسان درآوریم.


آیا فقط مواد خاصی دارای ویژگی هوشمندی هستند، اصولا مواد هوشمند چه تفاوتی با سازه هوشمند دارد؟


باید توجه داشت كه سازه هوشمند متفاوت از ماده هوشمند است.
مواد هوشمند به‌طور طبیعی دارای این خاصیت هستند مانند بعضی نمك‌های ساحلی، برخی آلیاژها و سنگ‌ها و كوارتز، در حالی كه سازه‌های هوشمند توسط انسان و از مواد هوشمند ساخته می‌شوند. یعنی سازه هوشمند باید در بخشی از خود علاوه بر مواد و تركیبات دیگر مواد هوشمند داشته باشد. البته موادی مصنوعی هم وجود دارند كه تحت فرایندهای خاصی هوشمندی در آنها ایجاد می‌شود مانند مواد پی‌ایزوالكتریك یا مواد هوشمند سنتتیك كه در اثر جریان الكتریكی بسیار بالا این خاصیت در آنها ایجاد می‌شود. به عبارت بهترمواد خاصی اگر در مدت زمان زیادی تحت‌تأثیر شوك الكتریكی قرار گیرند مواد مصنوعی هوشمند را به‌وجود می‌آورند كه كاربرد‌های زیادی هم دارد و معمولا بیشتر از مواد هوشمند طبیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد.



شما برای چه مدت روی این پروژه بزرگ كار كرده‌اید و بودجه تحقیقاتی اختصاص یافته به آن چقدر بوده است؟


بنیاد علوم آمریكا 6 سال پیش(2003 ) این پروژه را به من واگذار كرد. بودجه تحقیقاتی بالایی به آن اختصاص یافت به‌گونه‌ای كه در مرحله اول در آغاز كار نیم‌میلیون دلار (500 هزار دلار) و 2سال بعد نیز نیم میلیون دلار دیگر به آن تزریق شد و به‌طور كلی تا‌كنون حدود 5/1میلیون دلار بودجه صرف تحقیقات و تامین تجهیزات اندازه‌گیری حركت این مواد، شده است.(یك سوم این بودجه به تامین تجهیزات آزمایشگاهی اختصاص یافته است.)



آیا در كشور‌های دیگر هم روی نانوربات‌ها كار شده است؟


بله، در اروپا و ژاپن. ولی كاری كه ما در بخش حركت و كنترل آنها انجام داده‌ایم و نوآوری‌هایی كه در این بخش ما به آن دست یافته‌ایم در حال حاضر در دنیا منحصر به فرد است. ما از نوع خاصی از مواد هوشمند و كنترلرهای ویژه‌ای برای این ربات‌ها در سیستم خود استفاده می‌كنیم كه از این نظر از گروه‌های تحقیقاتی دیگر جلوتر هستیم.


در سال 2009 چه میزان بودجه تحقیقاتی در آمریكا در نظر گرفته شده است؟


برای بنیاد علوم آمریكا كه بزرگ‌ترین بودجه تحقیقاتی محض را به‌خود اختصاص می‌دهد 10 تا 12 میلیارد دلار بودجه در نظر گرفته می‌شود این بنیاد تحقیق صرف انجام می‌دهد و تحقیقات كاربردی در مراكز و سازمان‌های دیگری مانند وزارت دفاع و وزارت انرژی و سلامت انجام می‌شود. كه بودجه تحقیقاتی جداگانه‌ای دارند. به‌طور كلی در بخش پژوهش‌ها و تحقیقات پایه‌ای حدود 25 تا 30 میلیارد دلار و 2برابر این مبلغ در بخش پژوهش‌های كاربردی بودجه اختصاص می‌یابد.



شما در ایران تحصیل كرده‌اید و طی سال‌های اخیر نیز به ایران آمده و در دانشگاه‌های مختلف حضور داشته‌اید. به اعتقاد شما چه تفاوتی میان پروژه‌های تحقیقاتی، نحوه انجام و نیز بودجه‌های اختصاص یافته به آن در ایران و آمریكا وجود دارد؟ چرا در ایران تحقیقات كاربردی كم است یا تحقیقات كمتر به مرحله كاربردی می‌رسند؟



من دانشگاه‌های صنعتی‌شریف، تهران، امیركبیر و بعضی دانشگاه‌های شهرستان‌ها را بازدید و مشاهده كرده‌ام كه محدودیت‌های زیادی برای انجام پروژه‌های تحقیقاتی وجود دارد. البته شاید همین محدودیت‌ها در برخی موارد باعث نوآوری‌هایی شده و مثلا با بودجه‌های كمتری تحقیقات پایه‌ای خوبی صورت گرفته است ولی زمانی كه تحقیق به مرحله كاربردی شدن می‌رسد باید تجهیزات مورد نیاز وجود داشته باشد یا برای تامین آن بودجه مناسبی در نظر گرفته شود كه در این مرحله متأسفانه به خاطر بودجه‌های كم، كار به كندی و سرعت پایین پیش می‌رود و نتایج آن بسیار دیر نمایان می‌شود یا اصلا متوقف می‌شود.

به عبارت بهتر انجام تحقیقات كاربردی در ایران بسیار مشكل است در حالی كه در پروژه‌هایی كه پایه‌ای و محض است و نیازی به تجهیزات خاصی ندارد استادان و دانشجویان ایرانی بسیار خوب درخشیده‌اند و پا به‌پای دانشجویان در آمریكا پیش می‌روند. به هر حال عملیاتی كردن پروژه‌ها با محدودیت همراه است كه مانع بزرگی بر سر راه پیشرفت و توسعه ایران است.
باید سیستم پیوسته‌ای وجود داشته باشد تا یك تحقیق كاربردی شود. در غیراین صورت حاصل تحقیق فقط چاپ مقاله و فارغ‌التحصیل شدن دانشجو خواهد بود و هیچ مشكلی از جامعه رفع نخواهد كرد. یك تفاوت دیگر این است كه در آمریكا نیاز جامعه، اساس و پایه پروژه‌های تحقیقاتی را شكل می‌دهد تا دانشگاهیان با كار روی آنها نیاز جامعه را برآورده كنند، پروژه تحقیقاتی صرفا یك ایده دانشجویی یا عضو هیئت علمی نیست كه بعد از انجام تحقیقات و صرف بودجه ندانند آن را در كجا به‌كار بگیرند.
بنابراین ابتدا بنیادهای مختلف موجود مثل بنیاد علوم، در جامعه نیازسنجی می‌كنند و با اولویت‌بندی نیاز‌ها، آنها را به‌صورت پروژه‌هایی با بودجه‌های مناسب در اختیار پژوهشگران در دانشگاه‌ها قرار می‌دهند. به‌عنوان مثال جراحی بدون باز كردن و شكافتن بدن انسان یك نیاز مهم در جامعه است كه به‌عنوان پروژه تحقیقاتی تعریف و در اختیار من قرار گرفته است. به‌طور كلی كاربردی كردن یك تحقیق نیاز به یك زنجیره به هم پیوسته دارد كه در اینجا حلقه‌های زنجیر یكی بعد از دیگری وارد عمل می‌شوند و به همین دلیل تحقیقات تقریبا به سرعت كاربردی و به ‌صورت محصول نهایی وارد جامعه می‌شود.
در ایران این زنجیره به خاطر حلقه‌های مفقود شده از هم گسسته است و بنابراین بسیاری از تحقیقات خوب فقط تا مرحله چاپ مقاله پیش می‌روند و به نتیجه نمی‌رسند. من كه عضو هیئت تحریریه 2مجله معتبر علمی ( مجله مهندسان مكانیك آمریكا كه مطالب آن در زمینه دینامیك و كنترل است و مجله مهندسان برق و الكترونیك كه به چاپ مقاله در رشته مكاترونیك می‌پردازد) هستم مقالات علمی بسیار ارزشمندی از ایران دریافت می‌كنم ولی نتیجه این مقالات در جامعه ایران مشاهده نمی‌شود چون اصلا به مرحله بهره برداری نمی‌رسد.

چرا تبادل تجربیات و انتقال دانش نخبگان ایرانی خارج از كشور با ایران بسیار كم است؟

زیرا این امر مهم اصلا سازمان یافته و ارگانیزه شده نیست به‌عنوان مثال من به خاطر علاقه‌ای كه به دانشجویان تشنه آموختن ایرانی دارم به جز 2سفر اخیر با هزینه شخصی آمده‌ام و از دانشگاه‌های مختلف دیدن كرده‌ام و تبادلاتی با آنها داشته‌ام ولی در اینجا دانشمندان ایرانی زیادی هستند كه به دلایل مختلف فرصت انتقال تجربیات و اطلاعات به آنها داده نمی‌شود یعنی سیستم خاص یا پایگاه‌های اطلاعاتی وجود ندارد كه این افراد نخبه خارج از ایران و قابلیت‌هایشان به‌طور رسمی شناسایی و از آنها دعوت به همكاری شود و سفرهای مطالعاتی و تحقیقاتی با تسهیلات بیشتری صورت گیرد.
اگر سیستم یكپارچه مدیریتی مناسبی وجود داشته باشد كه زمانی كه‌ این استادان و متخصصان در ایران هستند در یك چارچوب مشخص و با پرداخت هزینه مناسب از دانش آنها استفاده شود یا دعوت به تدریس شوند دانشجویان مستعد و متخصصان و استادان ایرانی از دانش هموطنانشان در خارج از كشور بهره‌مند خواهند شد و این انتقال اطلاعات صورت خواهد گرفت.
اگر این ارتباط به‌صورت رسمی و از بالا و به‌طور منظم انجام گیرد باعث افزایش ارتباطات علمی با ایرانیان خارج از كشور می‌شود كه نتیجه بسیار خوبی در پی خواهد داشت. این كار نیاز به مدیریت خوب دارد نه سرمایه زیاد. فكر می‌كنم در میان مسئولان رده بالا یا حتی بخش خصوصی باید همت زیادی به‌وجود‌آید تا این ارتباط افزایش و به‌طور مرتب و منظم تداوم یابد و از پراكندگی و غیرمتمركز بودن آن جلو‌گیری شود.


32- محمود نجومی

محمود نجومی معاون بین الملل موسسه عالی بیمه انگلیس

www.tamashagaran.ir

معاون بین الملل موسسه عالی بیمه انگلیس (سمت چپ)

بیوگرافی مختصر:محمود نجومی بزرگترین فروشنده انواع بیمه‌های عمر در خاورمیانه است. او امتیاز فروش مستقیم طرح‌های بیمه‌ای شرکت بین‌المللی زوریخ را به ارزش میلیون‌ها دلار خرید .محمود نجومی نقش مهمی در کمک به توسعه و اجرای آموزش و مراحل کیفی صنعت بیمه و خدمات مالی موسسه عالی بیمه انگلیس در خاورمیانه داشته است.خود او در مورد فعالیتش می‌گوید: 18 سال پیش از نقطه صفر کار خود را به عنوان بازاریاب فروش بیمه‌های عمر آغاز کردم و امروز دارای بزرگترین شبکه فروش بیمه‌های عمر در منطقه خاورمیانه هستم.نجومی می گوید: زندگی بدون بیمه در تمام دنیا غیرممکن است و افراد انواع مسوولیت‌های خود را تحت پوشش انواع بیمه‌نامه‌ها قرار می‌دهند که بیمه‌های عمر و مستمری از بیمه‌نامه‌هایی هستند که

www.tamashagaran.ir

حق بیمه آنها جنبه سرمایه‌گذاری دارد و افراد ضمن پوشش قرار گرفتن خطرات و سوانح در آخر قرارداد بیمه‌ای سرمایه‌ای را به دست می‌آورند و می‌توانند در دوران بازنشستگی درآمد ماهانه قابل قبولی داشته باشند.  فکر اینکه وقتی نان‌آور یک خانواده نباشد چگونه این خانواده ادامه حیات می‌دهد، آزاردهنده است.


32- بیژن پاكزاد

http://up.iranblog.com/Files1/d96f54d42add455298c3.jpg
پول آفرین ترین فروشنده ایرانی که ثروتمندترین ساکنین زمین مشتریان اویند
مصاحبه مجله موفقیت با بیژن پاکزاد

آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که انسان های فوق العاده پولدار روی زمین ، برای خرید لباس ، عطر ولوازم آرایشی به کدام مغازه می روند؟ منظورمان افرادی مانند " ملکه انگلیس " یا" سلطان برونئی "‌یا " پرنس چارلز" و " بیل گیتس " و امثالهم است ! به هر حال شاید تعداد پولدارهای روی زمین بسیار کمتر از انسان های عادی و متوسط باشد اما درمقابل ، قدرت خرید و توان پول خرج کردن این افراد را هم نمی توان نادیده گرفت واگر کسی بتواند نظر این مشتریان رابه سوی خود جلب کند و سفارشات آنها را بگیرد، مسلما ثروت کلانی را به دست خواهد آورد.ثروتی که می تواند فرد را از همه ثروتمندتر سازد.

بیژن پاکزاد ، یکی از این عرضه کنندگان گران ترین اقلام و سفارشات ، برای پولدارترین ساکنین روی زمین است . او در یک خانواده فوق العاده پولدار درتهران متولد شد. جهت تحصیل به مدرسه پولدارهای سوئیس، یعنی "Le Rosey " رفت و در آنجا با شاهزاده های بزرگ مانند " پرنس ریتر" همکلاسی شد . درحقیقت تعداد زیادی از مشتریانش را بیژن در همان مدرسه سوئیسی شناسایی و شکار کرد. او همانجا دریافت که سلیقه ی آدم های پولدارچگونه است و به چه شکلی می توان نظر آنها را برای خرید و سفارش اجناس به سوی خود جلب کرد.
" بیژن پاکزاد"‌ اکنون درآمد سالانه اش از فروش عطرها و ادکلن های "DNA " بیش تز ٣٠٠ میلیون دلار درسال است و صاحب یکی از با شکوه ترین وگران قیمت ترین فروشگاههای نیویورک است که درب این فروشگاه ، فقط به روی مشتریان خاص وبه سفارش آنها باز می شود. بیژن دارای یک هواپیمای جت مخصوصی است . آن دسته از مشتریانی که نم توانند به فروشگاه او بیایند، او شخصا به نزد ایشان می رود و برای آنها مدل لباس ، تی شرت ، عطر و .... طراحی می کند .
او یک پول آفرین واقعی است و خیلی از پولدارها و توانگرهای دنیا به داشتن نام او روی عطر خود یا لباس های خویش افتخار می کنند. اجازه دهید تا با بیژن مصاحبه ای داشته باشیم
راز نیرومندی و جوان ماندن من درایناست که هر روز چیز تازه ای یاد می گیرم.
موفقیت : بیژن چه اتفاقی افتاد که تو یکباره تبدیل به یک اسطوره درجهان مد و هنر شدی ؟
بیژن : راستش را بخواهید از همان کودکی احساس می کردم فرد مشهوری می شوم . پدرم می خواست من دکتر یا وکیل شوم . رشته تحصیلی ام مهندسی بود که هیچ علاقه ای بدان نداشتم ، همه شوق من به جانب طراحی بود و با علاقه وصف ناپذیری بدان می پرداختم . از سوئیس به آمریکا رفتم و در آنجا در رشته بازاریابی به تحصیل پرداختم و همانجا این فکر در من قوت گرفت که مد اروپا را به آمریکا بکشانم.
موفقیت : چگونه موفق شدی اعتماد این همه آدم های متفاوت را بسوی خود جلب کنی ؟
بیژن : با اهمیت دادن به تک تک مشتریانم . هدف من همیشه شناختن مشتری و توقعات اوبوده است . حتی امروز نیز با اینکه تعداد مشتریان بسیار زیاد شده است من تک تک آنها را می شناسم. به عنوان مثال لباس یک ستاره سینما باید با یک قاضی دادگاه متفاوت باشد، وقتی لباس را برای فردی طراحی می کنم باید بدانم که او درآن لباس چه خواهد کرد. در مورد من جوکی ساخته اند با این مضمون" افراد مانند وودی آلن داخل فروشگاه می شوند ومانند کری گرانت خارج می شوند"
موفقیت : درچه سالی اولین نمایشگاه مد را برگزار کردی ؟
بیژن :‌ در سال ١٩٧٦ با کمک مالی یکی از هموطنانم نمایشگاهی مجلل ترتیب دادم. نمایشگاه دارای میزهایی از سنگ مرمر کمیاب و لوسترهایی گران قیمت بود و افرادی مانند خوان کارلوس پادشاه اسپانیا شاه اردن و سلطان بروئنی را به خود جلب نمود.
موفقیت : اولین برخورد کارگزاران تو پس از ورود مشتری چگونه است ؟
بیژن : من از آنها خواسته ام قبل از هر پرسشی ابتدا از او پذیرایی بعمل آورند وسپس با او گفت وگو داشته باشند.از علایق وسوابق و اهدافش اطلاع حاصل نمایندو ازاین طریق بتوانند نوع لباس مورد علاقه اش را طراحی کنند، مثلا هنگامی که روناد ریگان رییس جمهور سابق آمریکا ازمن لباس گرم خواست ، پارچه جین را با آستری ازپوست مینک برایش طراحی کردم البته گاهی هم اگر افراد قادر به حضور درفروشگاه نباشند من به همراه خیاطان خود به نزد آنان می روم.
موفقیت : پارچه هایت را از کجا تامین می کنی ؟
بیژن : از تولید کننده های معتبر که قبلا آزمایش شده اند . من ابتدا قبل از سفارش لباسی از پارچه مورد نظر را می پوشم تا کیفیت آن را بررسی کنم و اگر مقبول افتاد تا سه برابر هزینه اصلی را به تولید کننده پرداخت می کنم تا حقوق انحصاری آن کالا را تضمین نماید. این یکی از مشخصه های کار من است و دلیل آنهم اهمیتی است که به کیفیت کالای خود می نهم . شاید در نظر برخی این کارها زیاده روی جلوه کند.
موفقیت : در مورد عطریات چه توفیقی به دست آورده اید؟
بیژن : سال های زیادی طول کشید تا من عطری را درست کنم که متفاوت باشد، حتی طرح شیشه آن ٨٠٠ بار پیش نویسی شد تا اینکه مورد قبول من واقع شد من عطر زنانه نمی خواستم. مخصوصا که لباس های من همگی مردانه هستند، از همین روبا زنان بسیاری مصاحبه کردم تا بدانم چه بویی رابرای مرد می پسندند و نهایتا موفق شدم در سال ١٩٨٨ عطر مردانه بیژن را تولید کنم که جایزه اسکار نیویورک را برای بهترین عطر دریافت کنم. البته بعدها عطر زنانه هم تولید کردم وبه پاس قدردانی از زنانی که همواره حامی من بوده اند به ایشان تقدیم نمودم
موفقیت :‌ در یک جمله بگو برای پول کارمی کنی یا عشق ؟
البته عشق به کار; من ازاینکه تولیداتی منحصر به فرد دارم لذت می برم من به کار کردن هفت روز هفته نیاز ندارم ، اما این کار را انجام می دهم چون به کارم عشق می ورزم .
موفقیت : بیژن ! تو برای آدم های معمولی ، محصول تولید نمی کنی ؟ خریداران تو قشر خاصی از جامعه هستند که شاید تعداد آنها در کل دنیا به بیست و پنج هزار نفر هم نرسد.چرا این طبقه خاص از جامعه را به عنوان مشتریان اصلی خود انتخاب کرده ای ؟
این مساله چندان هم درست نیست . هر چند عطرهای بیژن با لباس های بیژن گران قیمت اند، اما خیلی از انسان های معمولی هم می توانند آن را در مغازه های معتبر کشورشان خریداری کنند. من برای پولدارترین های روی زمین حساب جداگانه ای باز کرده ام ، اما این دلیل نمی شود کسانی را که خیلی پولدار نیستند در نظر نگیرم . بسیاری از بازدید کنندگان فروشگاههای زنجیره ای بیژن ، درنیویورک ودردنیاازطبقه عادی و نسبتا مرفه جامعه هستند.
موفقیت : موفقیت فوق العاده کنونی خود را نتیجه چه می دانی ؟
بیژن :‌ نتیجه مطالعه ، تامل و شکار فرصت های طلایی ، تخصص و علاقه ی من در علم شیمی است و در سال ١٩٨١ موفق شدم ، جایزه " lg Nobel‌" را به خاطر عرضه عطرها و ادکلن های "DNA " به نام خودم بگیرم . من با عرضه این عطرها و ادکلن های جادویی ، ابتدا برای مردان و بعد برای زنان توانستم معنای عطر واقعی را به مردم بشناسانم و از این راه به ثروتی رویایی دست یابم . درحال حاضر درآمد سالانه من از بابت فروش عطرهای بیژن در سطح جهان ، قریب ٣٠٠ میلیون دلار است ، حال آنکه در آمد حاصل از طراحی لباس، یک دهم آن یعنی سی میلیون دلار درسال است . من به این اصل معتقدم که اگر قرار باشد " کائنات " ، ایده ای را به ذهن و دل یک انسان الهام کند، به سراغ انسانی می رود که آمادگی علمی و ذهنی پذیرش آن الهام را داشته باشد. من از همان دوران تحصیلی به دنبال عرضه محصولی به رقیب و گران قیمت می گشتم و عطرها و ادکلن های " DNA " همان چیزی است که سال های جوانی ام را در جست وجوی آن سپری ساختم . در حال حاضر موسسه بزرگ تولید عطرهای بیژن را به نام سه فرزندم نموده ام تا آنها از همین الان که زنده ام ، مدیریت و راهبری بزرگترین و ثروتمندترین شرکت عطر سازی دنیا را بیاموزند.
موفقیت : می گویند فروشگاهی قصر مانند داری که آن را برای پولدارترین ساکنین روی زمین آماده نموده ای تا برای ساعتی در سکوت و آرامش هز چه را می خواهند از آن جا بخرند. چه شد که به فکر ساختن این فروشگاه قصر مانند افتادی ؟
بیژن : شم اقتصادی ! من یک تاجر زاده ام و درخانواده ای بزرگ شدم که فرهنگ پول سازی و پول آفرینی درآن غالب بود. براین باورم که در رگ های من به جای خون ، رودخانه ای از طلا جاری است و تک تک سلول های وجود من ازالماس ساخته شده اند. من خودم را بسیار گرانبها می دانم و براین اعتقادم که اگر یکی از پولدارهای دنیا به نیویورک بیاید و بخواهد از فروشگاهی خرید کند، حتما باید این خرید از فروشگاه من صورت گیرد. یک سفارش چهارصد هزار دلاری ، حداقل خریدی است که من از مشتریانم انتظار دارم و مشتریان من نیز خوب می دانند چه موقع از من ، باز کردن درب فروشگاه را تقاضا کنند.فروشگاه بیژن هر چند به صورت شبانه روزی فعال است اما درب آن فقط به روی مشتریان خاصی باز می شود . دیوارهای سفید این فروشگاه هر هفته رنگ می شوند.
موفقیت : آیا ثروت پدری درموفقیت شما تاثیری داشته است ؟
بیژن : الان که به گذشته نگاه می کنم می بینم بیشتر از ثروت پدر ، خلاقیت ، نوآوری وخود اتکایی خودم را دراین جایگاه قرارداده است . به هر حال ثروت پاکزادی ها را خیلیهای دیگر هم داشتند اما پسر هیچکدام از آنها بیژن نشد. اکنون من درموسساتم کارمندان ثروتمندرا استخدام نمی کنم، بلکه شبانه روز در جست وجوی افراد خلاق و توانمند هستم . تجربه به من ثابت نموده است که این افراد در کمترین زمان قابل تصور، ثروت ومکنت را به دست خواهند آورد و می تواند شرایط رفتاری و ذهنی لازم ، برای برخورد با پولدارترین های روی زمین را پیدا کنند.
موفقیت :‌ جدیدترین ایده وخلاقانه ترین محصولی که عرضه کرده ای چیست ؟
بیژن : یک ضرب المثل فارسی به خاطر دارم که می گوید: زندگی پیچ وخم زیادی دارد . من هم یک عطر پرپیچ وخم با بهترین و الهام بخش ترین رایحه های عالم ساخته ام به نام "Bijan with a Twist " می توان آن را " بیژن پرپیچ وخم " ترجمه کرد . طراحی شکل ظاهری شیشه عطر و از همه مهم تر بوی دل انگیز ، هیجان آور و آرام بخش این عطر که می توانم به جرات بگویم معجونی از رایحهای متضاد اما خواستنی است ، باعث شده تا من ، " بیژن پر پیچ و خم " را از همه ی محصولاتم بیشتر دوست بدارم .
موفقیت : برای ایرانیانی که علاقه مندند، مانند تو در دریای ثروت شنا کنند، چه پیامی داری ؟
بیژن : اول باید لیاقت وشایستگی حفظ ، نگهداری و احترام گذاشتن به ثروت را در خود ایجاد نمایید. پول و به تبع آن خریداران پولدار، وطن وملیت خاصی ندارند. ثروت باعث می شود که آنها به راحتی به امن ترین ، مطمئن ترین و آرام ترین نقطه کره زمین کوچ کنند ، بنابراین اگر به پول بی احترامی کنید، برای آن خط و نشان بکشید ، شرط وشروط برایش تعیین کنید، به پول توهین کنید و آن را در جای نامناسب و برای خرید آشغال خرج کنید، خب طبیعی است که با اینکار بی لیاقتی خود را درحفظ پول ثابت نموده اید و پول وثروت سراغ شما نمی آید! نباید هم بیاید. اصلا چرا باید ثروت سراغ کسی برود که قصد نابودی اش را دارد! کدام پدیده عالم را سراغ دارید چنین باشد که پول دومی اش باشد؟ آدم های پولدار دوست ندارند ، همه ثروتشان را صرف کمک به دیگران کنند. خیلی از آنها مایلند با ثروتی که به دست آورده اند، اززندگی لذت ببرند. آنها می خواهند با ثروت خود بهترین ها را بخرند. بهترین احترام را دریافت کنند . با مودب ترین ، یا تمیزترین و با تیز هوش ترین انسان ها دم خورباشند، خوب طبیعی است اینجا همان جایی است که " بیژن "‌و همه آدم هایی که علاقه مندند مانند او در دریای ثزوت شنا کنند، وارد عمل شوند. به خاطر دارم روزی یکی از میلیونرهای آفریقایی برای خرید به قصر فروشگاهیی من در نیویورک آمد. او درفضای آرام و دلنشینی که من ، حساب شده در تمام فروشگاه ایجاد کرده ام ، قدم زد و با شوق وصف ناپذیری اجناس داخل فروشگاه رابازدید نمود. ناگهان حالش به هم خورد وروی پله ها و فرش های نفیس استفراغ کرد . خدمتکاران وکارکنان فروشگاه بلافاصله چهره در هم کشیدند و خواستند واکنش نشان دهند که با نگاهی سریع به همه آنها گفتم که حق ندارند چنین کنند. وقتی بازدید تمام شد و آن میلیونر با یک خرید ٢٠٠ هزار دلاری ازفروشگاه خارج شد ، از خدمتکاران خواستم راه پله و فرش ها را تمیز کنند. به آنها گفتم که مشتری ، وقتی وارد مغازه می شود، درحقیفت صاحب آن است ، چرا که بالقوه می تواند هر کالایی رابخرد. این حق مشتری است و باید به این حق او احترام گذاشت .
موفقیت : آیا اززندگی لذت می برید؟
بیژن : چرانه ؟ اگرلذت نبرم چه کنم ١؟ زندگی من مال خودم است و دوست دارم آن را هر طوری که میخواهم احساس کنم چرا نباید چنین کنم ؟
موفقیت : ممکن است یک نمونه از شیوه تبلیغات خود را بیان کنی ؟
بیژن : یکی ازآخرین تبلیغات من اینطور آغاز می شود یکی بود یکی نبود ، در سرزمینی دور مرد جوانی زندگی می کرد که به کیفیت عشق می ورزید.
موفقیت : آخرین پیام شما برای خوانندگان موفقیت در ایران چیست ؟
بیژن : درست است که کارخانجات و مغاره های من د راروپا ، امریکا ونیویورک است اما می توانید برای دیدن محصولات بیژن ، بدون هیچ محدودیتی ، مستقیما از داخل منزل ،وارد فروشگاه اینترنتی بیژن ( www.bijan.com ) شوید و آخرین محصولات بیژن را آنجا ببینید. دوست دارم با شما صحبت کنم ونظرتان را درمورد محصولات خودم بیشتر بدانم .



31- همایون سراجی

تاریخچه و زندگی نامهدر پی درگذشت زنده‌یاد دكتر همایون سراجی، دانشمند برجسته ایرانی ناسا و از مدیران رباتیك آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا، دكتر فیروز نادری، مدیر ارشد برنامه‌ریزی راهبردی ناسا با اشاره به جایگاه ویژه آن دانشمند فقید به عنوان یك متخصص شناخته شده بین المللی در حوزه روبوتیك تاكید كرد:

 دكتر سراجی ایده‌های عظیمی داشت كه در سال‌های آینده محقق خواهد شد و زندگی حرفه‌یی وی در كارهای عظیمی كه از خود بر جای گذاشته است، ادامه خواهد یافت. دكتر همایون سراجی، دانشمند ارشد رباتیك سازمان فضایی آمریكا و از اساتید سابق دانشگاه صنعتی شریف كه از مدیران تیم‌های رباتیك و كنترل كاوشگرهای فضایی ناسا بود، در سن 60 سالگی در كالیفرنیا درگذشت.

مرحوم دكتر سراجی در بسیاری از ماموریت‌های كاوشگرهای ربوتیك ناسا از جمله ماموریت استثنایی كاوشگرهای دوقلوی «روح» و «فرصت» كه زیر نظر دكتر فیروز نادری رییس وقت ماموریت‌های مریخ ناسا اجرا شد، مشاركت داشت و با ارائه طرح‌ها و روش‌های ابتكاری نقش مهمی در پیشبرد این ماموریت‌های بزرگ فضایی ایفا كرد.

دكتر فیروز نادری در یادداشتی كه در پی درگذشت پرفسور سراجی  نگاشته، آورده داشت: «دكتر سراجی یك متخصص شناخته شده بین المللی در رشته روبوتیك بود. اگرچه من و او در رشته‌های مختلفی كار می‌كردیم اما اغلب علاقه‌مان با هم منطبق می‌شد.

چند سال پیش زمانی كه من هنوز مدیریت برنامه مریخ را بر عهده داشتم ما در زمینه هدایت خودكار رونده‌های (lander) مریخ به یك موقعیت نسبتا دقیق - در محدود 100 یاردی از هدف - علاقه مند شدیم.

امروز اگر ما بخواهیم رونده بعدی را در كنار یك دهانه آتشفشانی فرود بیاوریم باید این فرود به فاصله چندین مایلی باشد چرا كه هم اكنون فن‌آوری برای فرود بسیار نزدیك بدون خطر افتادن درون آتشفشان را در اختیار نداریم.

دكتر سراجی من را به آزمایشگاهش دعوت كرد تا آخرین تحقیقاتش را به من نشان بدهد. او در حال كار كردن بر روی یك الگوریتم شناخت الگویی بر اساس تئوری فازی لوجیك بود (كه همانطوركه احتمالا می‌دانید پیشگام آن یك دانشمند ایرانی دیگر به نام دكتر لطفی زاده بوده كه وی نیز احترام زیادی برای دكتر سراجی قائل بودند).

این قابلیت كه روزی دستیابی به آن امكان پذیر خواهد شد، صحنه‌ای را به تصویر می‌كشد حاكی از اینكه فضاپیمایی در حال فرود سریعا و به طور خودكار ناحیه فرود را به مناطق امن و خطرناك تقسیم می‌كند و رونده را به یك مكان امن هدایت می‌كند كه عاری از شیب‌های تند، گرداله‌های بزرگ و خطرهای دیگر باشد.

ما هنوز نتوانسته‌ایم این قابلیت اجرا كنیم اما من مطمئن هستم كه در آینده این‌كار را انجام خواهیم داد.

زندگی حرفه‌ای و تخصصی همایون در كارهای عظیمی كه وی از خود بر جای گذاشته است، ادامه خواهد یافت و تلاش‌های وی در سال‌های آینده به ثمر خواهد رسید.

اما آنچه همایون را برای ما عزیزتر می‌كرد این بود كه او مردی دوست داشتنی بود و ما از بودن با او در منزلش بیش از هر جای دیگری لذت می‌بردیم.»


گفتنی است، مرحوم دكتر سراجی در سال 1947 (1326) در تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در داخل كشور ادامه داد.

وی در سال 1969 (1348) با اخذ مدرك كارشناسی در رشته الكترونیك با رتبه اول از دانشگاه سوزكز (Sussex) در انگلیس فارغ التحصیل شد و در سال 1972 مدرك دكتری خود را در رشته سیستم‌های كنترل از دانشگاه كمبریج در انگلیس اخذ كرد.

سراجی بعنوان محقق در كالج سنت جان در كمبریج انتخاب شده و به مدت دو سال به تدریس و انجام تحقیقات فوق دكتری مشغول بود.

وی در سال 1974 به عنوان استاد مهندسی برق به هیات علمی دانشگاه صنعتی شریف پیوست و مدت 10 سال در رشته سیستم‌های كنترل تحقیق و تدریس كرد.

دكتر سراجی در سال 1984 به عنوان دانشمند ممتاز سازمان ملل انتخاب شد و یك سال را به عنوان استاد میهمان در دانشگاه نیومكزیكو در آمریكا گذراند.

وی در طول 13 سال فعالیت دانشگاهی، مقالات متعددی در زمینه سیستم‌های كنترل چند گونه با تمركز بر روی كنترل نوری، استقرار قطب، كنترل كننده‌های چند گونه PID و تنظیم خروجی، منتشر كرده است.

دكتر سراجی در سال 1985 به عنوان عضو ارشد فنی به آزمایشگاه پیشرانش جت(JPL) ناسا ملحق شد و به طور نیمه وقت نیز در موسسه فن‌آوری كالیفرنیا (Caltech ) تدریس می‌كرد.

مرحوم دكتر سراجی از سال 1991، سرپرستی و مدیریتی گروه تحقیقات تله روبوتیك و كاربردهای آن را كه متشكل از حدود 20 مهندس و محقق بود، در مركز JPL ناسا بر عهده داشت.

وی طی فعالیتش در JPL، ‌تحقیقات گسترده‌ای در حوزه سیستم‌های كنترل روبات به ویژه در بخش كنترل روبات تنظیم شونده، ردیابی روبات بر اساس دستور، كنترل روبات‌های ماهر، كنترل تماس، پیشگیری از برخورد بی درنگ و فرود ایمن فضاپیما انجام داد.

دكتر سراجی در سال 1992 جایزه دستاورد مهندسی استثنایی ناسا، در سال 2002 و 1991 جایزه دستاورد گروهی ناسا و از سال 1995 به بعد هشت جایزه عملیات فضایی اصلی ناسا را به خود اختصاص داد.

هم چنین در سال 2003 برای انتشار مقاله «تحقیقات برجسته» جایزه ادوارد استون آزمایشگاه JPL را دریافت كرد.

دكتر سراجی در سال 1996 به دلیل تحقیقات فردی مهم در حوزه‌های كنترل و روبوتیك به عنوان دانشمند ارشد تحقیقاتی در آزمایشگاه JPL منصوب شد.

وی در سال 1997 برای تحقیقاتش در زمینه فناوری كنترل روبوتیك و كاربردهای فضایی آن عضو محقق انجمن IEEE شد.

در سال 2003 نیز وی با عنوان پرمقاله ترین نویسنده در تاریخ 20 ساله Journal of Robotic Systems شناخته شد.

منبع : ترجمه سایت رسمی ناسا



30- فرزاد ناظم [مدیر فنی سایت یاهو!]

امروزه تمامی كسانی كه با دنیای اینترنتی در ارتباط هستند، نام «Yahoo» برایشان از نام برادر و خواهرشان نیز آشناتر است. در میان تمامی سایت‌های ارتباطی موجود، دو سایت «Yahoo» و «Google» كه از رقبای جدی و دیرین یكدیگر به شمار می‌روند، هر روز با بكارگیری متدهای جدید و روش‌های آسان برای دستیابی كاربر به اطلاعات مورد نیازشان گام دیگری جهت پیشی گرفتن از حریف و درنهایت نزدیك شدن به دنیای الكترونیكی ایده‌آل برمی‌دارند.
سایت «Yahoo» كه بنا به گفته مسوولینش امروزه بیش از 180 میلیون كاربر در سراسر دنیا دارد، در حال حاضر به عنوان یكی از بزرگترین بازارهای اطلاعاتی و تجاری مشغول به فعالیت است. اما این حجم بالای فن‌آوری و ارایه خدمات هرگز بدون حضور متخصصان خردمند و زبردست میسر نخواهد شد. متخصصانی كه از ملیت‌ها و نژادهای مختلف جهت رشد و شكوفایی دهكده جهانی دست به دست هم داده و برای پیشبرد اهداف بلند خود از هیچ تلاشی دریغ نمی‌كنند. یكی از این متخصصین به نام سرشناس، جوانی است ایرانی كه شهره مهارت و ابتكار او مدیران سایت‌های مختلف را برآن داشته تا از توانایی‌های بی‌نظیر او به بهترین شكل استفاده نمایند.
مهندس فرزاد ناظم، 46 ساله، دارنده مدرك مهندسی كامپیوتر از دانشگاه پلی‌تكنیك كالیفرنیا كه از ژانویه سال 2002 رسماً مدیریت فنی سایت یاهو را در اختیار گرفته است. مهندس ناظم از سال 1985 فعالیت حرفه‌ای خود را در «SYDIS» آغاز نمود. در این مدت بر اثر شایستگی‌های فراوانی كه از خود به نمایش گذاشت توانست به سرعت پله‌های ترقی را طی نماید و به مدارج مدیریتی دست یابد. در همین سال به كمپانی عظیم «Oracle» پیوست و در مدت ده سالی كه در این شركت فعالیت می‌كرد توانست سمت معاونت رسانه‌ای این امپراطوری را از آن خود نماید و علاوه بر آن در دو نقش مسوول تقسیمات سرور شبكه‌ای و همچنین به عنوان یكی از اعضای مدیریت كمیته فروش محصولات ظاهر گردد.
در مارس 1996 «ناظم» به یاهو پیوست و به عنوان یكی از اعضای اصلی مهندسی شبكه این سایت مشغول به كار شد. در كمتر از یك‌سال بنا به تشخیص مدیران یاهو، ناظم به بخش فنی سایت منتقل شد و در كمتر از یك‌ماه این بار نیز توانست با تخصص خود مدیریت آن بخش را برعهده گیرد. در این سمت او مسوولیت رسیدگی به كلیه امور مربوط به فعالیت‌های سایت، ارایه خدمات و مسایل فنی آن را برعهده داشت.
به عقیده بسیاری از همكاران ناظم، عامل اصلی موفقیت‌های او اتكا به نیروی بشری برای انجام تمامی امور است. او بر این باور است كه اگر عده‌ای كه در یك مكان مشغول به كار هستند تمام توان خود را به كار گیرند، به طور قطع می‌توانند به تمام اهداف خود دست یابند. به همین دلیل است كه ناظم به هر بخشی و هر ارگانی وارد می‌شود، فوراً به مدارج بالا دست می‌یابد و به خوبی می‌تواند سكان هدایت اعضای تیم را در اختیار گیرد.
چند سال بعد یعنی در ژانویه سال 2002 اخبار رسمی حكایت از سمت جدید مهندس ناظم در سایت یاهو داشت. در این تاریخ او مسوولیت نهایی فنی این سایت را برعهده گرفت و فعالیت قبلی خود را گسترده‌تر ساخت. در این سمت او با بكارگیری تیم‌های تخصصی قوی كه اكثراً زیر نظر خود او آموزش دیده بودند، سعی دارد تا با تمام توان یاهو را به عنوان قدرت اول دنیای اینترنت به كاربران بشناساند و در این مسیر از هیچ تلاش علمی و تخصصی دریغ نمی‌نماید.
نكته جالب در مورد فعالیت‌های او در این بخش این است كه قصد دارد تنها با كمك تیم‌های تخصصی خودش و نه دخالت سرمایه‌گاران مختلف این راه را به مقصد رساند و عقیده دارد كه دخالت دیگران كه از تخصص كافی برخوردار نیستند سبب كاهش سرعت رشد خواهد شد. این باور او اگر چه به مذاق بسیاری از حامیان مالی سایت خوشایند نبوده است اما روحیه ایرانی و خستگی‌ناپذیر این مدیر شایسته باعث شده تا همچنان مدیران یاهو از او به طور كامل حمایت نمایند.
باشد كه در آینده‌ای نزدیك شمار بیشتری از هموطنان ایرانی را در نقاط كلیدی اقتصادی و علمی دنیا شاهد باشیم


زود قضاوت نکنیم

زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود، تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند. او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید و بر روی یک صندلی نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.

 

مردی در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه می‌خواند. وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد. او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت. پیش خود فکر کرد: بهتر است ناراحت نشوم. شاید اشتباه کرده باشد.

 

ولی این ماجرا تکرار شد. هر بار که او یک بیسکوئیت برمی‌داشت، آن مرد هم همین کار را می‌کرد. اینکار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی‌خواست واکنشی نشان دهد. وقتی که تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود، پیش خود فکر کرد: حالا ببینم این مرد بی‌ادب چکار خواهد کرد؟ مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش دیگرش را خورد. این دیگه خیلی پرروئی می‌خواست! زن جوان حسابی عصبانی شده بود.

 

در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست. آن زن کتابش را بست، چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت. وقتی داخل هواپیما روی صندلی‌اش نشست، دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه بیسکوئیتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!

 

خیلی شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد بیسکوئیت‌هایش را با او تقسیم کرده بود، بدون آن که عصبانی و برآشفته شده باشد! در صورتی که خودش آن موقع که فکر می‌کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت‌هایش می‌خورد خیلی عصبانی شده بود.

 

متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت‌خواهی نبود.


29- صبا ولد خانی

دكتر صبا ولدخان، استادیار ایرانی دانشگاه «كیس وسترن رزرو» با كشف عملكرد پیچیده‌ترین ماشین سلولی، جایزه بزرگ جهانی «دانشمند جوان» را دریافت كرد.

به گزارش خبرنگار «پژوهشی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این جایزه معتبر بین‌المللی از سوی «انجمن آمریكایی توسعه علم» (AAAS) - ناشر مجله علمی «ساینس» - به دكتر ولدخان اعطا شد.

این استادیار جوان دانشكده پزشكی دانشگاه «Case western reserve» آمریكا در تحقیقات خود با بررسی ساختار پیچیده یك سیستم سلولی كه وظیفه آماده سازی اطلاعات ژنتیكی را برعهده دارد به رهیافتهای جدیدی درباره عملكرد حیاتی آن دست یافته است.

كشف بزرگ دكتر ولدخان راه را برای انجام تحقیقات راهبردی در عرصه زیست شناسی ملكولی و شناخت اساسی مولكولی بیماری‌ها فراهم می‌كند.

پژوهشگر 31 ساله ایرانی كه تحصیلات پزشكی عمومی خود را در دانشگاه علوم پزشكی ایران و مقطع دكتری زیست شناسی را در دانشگاه «كلمیبا» نیویورك به پایان برده، به دلیل تحقیقات بنیادی خود در چهار سال اخیر جوایز علمی معتبر دیگری از جمله جایزه علمی «Searle » را نیز كسب كرده است.

دكتر ولدخان در سال 2004 جزو 15 استادیار دانشگاه‌ها و موسسه تحقیقاتی در آمریكا بود كه موفق به دریافت این جایزه ویژه استادیاران تازه كار شد.

كسب فلوشیپ «RNA Society» ، جایزه «یادبود Peter Sajovic به تحقیقات برجسته بیولوژی» دانشگاه كلمبیا و جایزه بین‌المللی رساله دكتری «Horold weintraub» در سال 2002 ، دریافت

جایزه «James Howard McGregor» در سال 1998، دریافت «فلوشیپ» از دانشگاه كلمبیا در سال 1996 و كسب رتبه چهارم آزمون جامع علوم پایه پزشكی ایران در سال 1993 از دیگر افتخارات علمی این استاد جوان ایرانی است.

دكتر ولدخان در گفت‌وگوی تلفنی با خبرنگار «پژوهشی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، درباره فعالیت‌های تحقیقاتی خود اظهار داشت: «تحقیقات من درباره یك ماشین سلولی بسیار پیچیده موسوم به «Spliceosome» است كه از بیش از 300 مولكول مختلف تشكیل شده و وظیفه آماده سازی اطلاعات ژنتیكی را برعهده دارد. این مجموعه مولكولی كه در هسته تمام سلول‌ها - به استثنای معدودی از باكتری‌ها و تك سلولی‌ها - وجود دارد، نقشی چنان حیاتی بر عهده دارد كه عامل بسیاری از مشكلات ژنتیكی از جمله یك سوم بیماری‌های ژنتیكی و بسیاری از سرطان‌ها و امراضی نظیر آلزایمر و مشكلات پیری را ناشی از بروز اختلال در عملكرد این بخش از سلول می‌دانند.»

وی با اشاره به این كه ساختار بسیار بزرگ و پیچیده این سیستم، فهم عملكرد آن را تاكنون غیرممكن كرده بود، خاطرنشان كرد: «من در تحقیقات خود توانستم از بین بیش از 300 جزء مختلف ماشین دو مولكول را كه نقش اساسی در عملكرد سیستم دارند شناسایی كنم.

با كشف دو جزء اصلی «Spliceosome» ساختار آن به حدی ساده شده كه می‌توان با تكنیك‌های موجود زیست‌شناسی مولكولی نحوه عملكرد ماشین و اجزاء اصلی آن و به تدریج نقش 300 جزء دیگر ماشین را كه وظیفه تنظیم و كنترل عملكرد این سیستم پیچیده برعهده دارند بررسی كرد.»

دكتر ولدخان كه در تحقیقات خود از سلول‌های انسانی بهره ‌گرفته است، درباره نقش و سازو كار عملكرد ماشین سلولی «Spliceosome» به ایسنا گفت: «تمام اطلاعات ژنتیكی سلول‌ها كه در هسته ذخیره شده‌اند، در صورتی قابل استفاده هستند كه از این ماشین عبور كنند.هر بخش از سلول كه به مولكول خاصی نیاز دارد پیامی را به «Spliceosome» می‌فرستد و ماشین هر بار اطلاعات ژنتیكی را طوری مرتب می‌كند كه دقیقا مولكول مورد نظر سلول ساخته شود.»

وی افزود: « توانایی این ماشین در ساخت طیف بسیار متنوعی از مولكول‌ها با بهره‌گیری از اطلاعات ژنتیكی سلول از عواملی است كه ایجاد جانداران پیچیده‌ای نظیر انسان را فراهم كرده است به طوری كه توانایی «spliceosome» در ساخت مولكول‌های متفاوت جانداران پایین‌تر به تدریج كاهش می‌یابد.»

استادیار ایرانی دانشگاه «كیس» در گفت و گو با ایسنا، خاطر نشان كرد: نحوه عملكرد Spliceosome بدین صورت است كه اطلاعات ژنتیكی به هنگام استفاده به صورت «RNA پیامبر» كه نسخه‌ای از DNA(اطلاعات ذخیره شده در هسته) است به آن وارد می‌شود.

ماشین با توجه به نیاز سلول قطعاتی از« RNA پیامبر» را حذف كرده و با اتصالی سایر بخش‌ها رشته تازه‌ای از اطلاعات ژنتیكی را ایجاد می‌كند كه می‌تواند مولكول‌های مورد نیاز سلول را تولید كند.

وی درباره نحوه تاثیر اختلالات ماشینی در بروز بیماری‌ها گفت: «این ماشین به دو صورت با بروز بیماریهای و مشكلات ژنتیكی ارتباط دارد. در برخی بیماریها نظیر سرطان‌ها و بسیاری از اختلالات ژنتیكی اطلاعات ژنتیكی وارد شده به «Spliceosome» اشكال دارد مثلا در بخشی از رشته DNA كه مسئول رساندن فرامین به ماشین است جهشی ایجاد شده و در نتیجه مولكول «RNA پیامبر» اشتباه آماده شده و در نتیجه ماشین قادر به عملكرد درست نخواهد بود.»

دكتر ولدخان اضافه كرد: « برخی دیگر از بیماری‌ها نظیر مواردی از آلزایمر و بیماری‌های مرتبط با پیری در اثر اختلال در یكی از 300 و خرده‌ای مولكول مختلف ماشین كه مسئولیت تنظیم فعالیت آن را بر عهده دارند، ایجاد می‌شوند. در این حالت با این كه پیام ‌های ژنتیكی وارد شده به سلول كاملا سالم هستند ماشین قادر به اجرای صحیح فرامین سلول نیست.»

استادیار جوان دانشگاه «كیس» و برنده بزرگ جایزه دانشمند جوان سال كه پس از طی دوره پزشكی عمومی تحصیلات خود را در زمینه زیست شناسی مولكولی پی گرفته است، درباره علت تغییر رشته و گرایش خود به تحقیقات بنیادی و آزمایشگاهی به ایسنا گفت: « زمانی كه در رشته پزشكی تحصیل می‌كردم موج كشف ساختار مولكولی سلول‌ها و اساس مولكولی بیماری‌ها تازه آغاز شده بود. به وضوح می‌دیدم تغییراتی كه در پزشكی مدرن به وجود می‌آید به جای بیمارستان‌ها در آزمایشگاه‌ها علوم پایه رقم می‌خورد؛ این اتفاق برای من بسیار هیجان انگیز بود و دوست داشتم كه جزئی از این موج تازه باشم، بنابراین تصمیم گرفتم از فعالیت‌های بالینی به فعالیت‌های پژوهشی تغییر مسیر بدهم.»

دكتر ولدخان خاطرنشان كرد:« من اواخر سال 96 پس از فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه علوم پزشكی ایران وارد دوره دكتری علوم دانشگاه كلمبیا شدم و اوایل سال 2003 از رساله خود دفاع كردم و از سال 2004 استادیار دانشكده پزشكی دانشگاه «كیس» هستم.»

وی افزود:« تحقیقات من از سال 2000 آغاز شده و در سال 2002 بخشی از نتایج را چاپ كردم و از آن زمان همه تحقیقات من بر ماشین «Spliceosome» متمركز شده و یافته‌های تحقیقاتی ما مرحله به مرحله طی چهار سال اخیر به دست آمده است. تازه‌ترین نتایج این تحقیقات كه در این مصاحبه به آنها اشاره شد، هنوز چاپ نشده است.»

استادیار جوان دانشگاه «كیس وسترن رزرو» در پایان درباره برنامه‌ آینده تحقیقاتی خود به ایسنا گفت:« ما در حال حاضر دو بخش اصلی ماشین را شناسایی كرده‌ایم و تلاش می‌كنیم، طرز كار ماشین و مولكول‌های دیگر تشكیل‌دهنده آن را به تدریج شناسایی كنیم. علاوه بر آن بخشی از تحقیقات به سمت شناسایی ارتباط این ماشین سلولی با بیماری‌ها و از سوی دیگر به تحقیقات پایه‌تر درباره جزئیات آنزیمی دو مولكول شناسایی شده معطوف خواهد شد.»



وبگاه رسمی


28- امید کردستانی

 



امید کردستانی زادهٔ تهران[۲][۳][۴] تاجر ایرانی-آمریکایی و نایب‌رئیس ارشد بخش فروش و عملکرد جهانی در شرکت اینترنتی گوگل است.

محتویات

[نهفتن]

پیشینه

امید کردستانی در شهر تهران[۵][۶] به دنیا آمد و در همین شهر به مدرسه رفت. کردستانی که در تهران به یک مدرسه کاتولیک ایتالیایی می‌رفت[۷] در سن چهارده سالگی، پس از مرگ پدرش به کالیفرنیا رفته‌‌است. او مدرک کارشناسی مهندسی برق خود را در سال ۱۹۸۴ از دانشگاه ایالتی سن خوزه گرفته‌‌است[۸]. وی همچنین در سال ۱۹۹۱ مدرک کارشناسی‌ارشد خود را در رشتهٔ «مدیریت بازرگانی» (MBA) از دانشگاه استنفورد گرفت.

به دلیل داشتن نام خانوادگی کردستانی گاهی اشتباهاً چنان پنداشته شده‌است که وی اهل کردستان است ولی از هر دو طرف مادری و پدری اصلیت تهرانی دارد و همچنین متولد و بزرگ شده تهران است و زبان مادری فارسی دارد.[۹]

زندگی حرفه‌ای

او دارای سابقه‌ای بیش از ۱۲ سال در زمینه فناوری سطح بالا در شرکت‌های پیشروی اینترنتی مانند نت‌اسکیپ است. او همچنین نائب‌رئیس بخش توسعهٔ کسب و کار و فروش در این شرکت بود و توانست بازده مالی وب‌گاه نت‌اسکیپ را در عرض ۱۸ ماه از ۸۸ میلیون دلار در سال به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در سال برساند.

او کارش را در نت‌اسکیپ در بخش فروش اُای‌ام (OEM) آغاز کرد و در طی دورهٔ چهار ساله که در آن شرکت حضور داشت، مسئولیت برقراری ارتباطات تجاری با شرکت‌هایی چون ای‌بِی، سیتی‌بانک، آمریکن‌آن‌لاین، آمازون، تراولاسیتی، اینتل و اکسایت را برعهده گرفته بود.

کردستانی پیش از آغاز کار در نت‌اسکیپ در بخش‌هایی چون بازاریابی، مدیریت محصول و توسعهٔ کسب و کار در شرکت‌هایی چون 3DO، Go و هیولت پاکارد فعالیت می‌کرده‌است.

امید کردستانی به همراه سالار کمانگر [۱۰], ترانه رضوی [۱۱], رضا بهفروز [۱۲], مایک جزایری [۱۳], شیرین اسکوئی [۱۴], شمیم صمدی [۱۵] و مریم کامور [۱۶] یکی هشت مدیر بلندپایه ایرانی تبار شرکت گوگل است.

کردستانی در ۸ مه ۲۰۰۶ در مجله تایم به عنوان یکی از صد نفری که دنیای ما را شکل داده‌اند نام گرفته‌است.

ثروت

او یکی از ثروتمندترین ساکنین کالیفرنیای شمالی است. مجله سن خوزه ارزش دارایی‌های وی را ۱٫۹ میلیارد دلار برآورد کرده است.[نیازمند منبع]همچنین ماهنامه فوربس وی را به عنوان دومین ثروتمند ایرانی در جهان معرفی می کند.[۱۷]



27- صفایی نیلی

دكترصفایی‌نیلی

اسفند ۱۳۸۵ - گفت‌و‌گو بادكترصفایی‌نیلی، دانشمندماموریت«مارس اكسپرس» وبرنده جایزه«دستاورداستثنایی ناسا

 

دكتر علی صفایی نیلی، متخصص مهندسی الكترونیك و از دانشمندان رادار آزمایشگاه پیشرانش‌جت(JPL) ناسا كه در پروژه مارس‌اكسپرس (رادار مارسیس) همكاری دارد، متولد شهر ساری در استان مازندران است.

 

وی مدرك دكتری خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه ایالتی Iowa دریافت كرده و گرایش علمی و تحقیقاتی او بررسی انتشار امواج فراصوتی و رادیویی و تكنیك‌های تصویربرداری است.

 

دكتر صفایی نیلی كه از سال 1997 با JPL همكاری دارد، در سال 2006 موفق به اخذ جایزه «دستاورد استثنایی ناسا» شد و در حال حاضر به عنوان محقق رادار «مارسیس» فضاپیمای «مارس‌اكسپرس» و ابزار SHARAD (رادار زیرسطحی كم عمق) مدارگرد سراسری مریخ (MRO) مشغول به فعالیت است.

 


26- کاظم امیدوار

دکتر کاظم امیدوار(منجم ایرانی)

کاظم امیدوار در شهر مشهد متولد شد (تولد: 1309 شمسی).تحصیلات پیش از دیپلم را در ایران گذراند و برای ادامه تحصیل به آمریکا سفر کرد و در دانشگاه نیویورک ریاضیات و فیزیک نظری تحصیل کرد و دکتری اش را همان جا اخذ کرد. پایان تحصیلات دکتر امیدوار مصادف بود با آغاز عصر فضا و جنگ سرد بین آمریکا و شوروی و آمریکا مایل بود فارغ التحصیلان جوان رشته های فیزیک را در ناسا به خدمت بگیرد تا بتواند در این رقابت پیروز شود.



پس از دعوت از سوی ناسا لازم بود تایید یه امنیتی از سوی دولت آمریکا برای دکتر امیدوار فراهم شود که به مقداری زمان احتیاج داشت. در این فرصت او که چندین سال از خانواده دور بود در سفری به ایران آمد و اتفاقا چند درس هم در رشته ی فیزیک هسته ای در دانشگاه تهران ارائه کرد که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.چندی بعد دعوتنامه ی ناسا به دستش رسید و او ایران را به مقصد واشنگتن ترک کرد و در ناسا مشغول به کار شد. او بیش از 40 سال با ناسا همکاری کرد و از او بیش از 50 مقاله ی علمی در زمینه ی فیزیک اتمی و اختر فیزیک منتشر شده است.


  • کل صفحات:3  
  • 1
  • 2
  • 3
  •   

بیژن نجاتی ریحانی


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو